conniving scheme
طرح فریبکارانه
conniving behavior
رفتار فریبکارانه
conniving friend
دوست فریبکار
conniving plot
نقشه فریبکارانه
conniving nature
طبع فریبکارانه
conniving actions
اقدامات فریبکارانه
conniving tactics
تاکتیکهای فریبکارانه
conniving personality
شخصیت فریبکارانه
conniving intentions
قصد و نیتهای فریبکارانه
conniving individual
فرد فریبکار
her conniving nature made it hard to trust her.
طرز رفتار فریبکارانهاش باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
the conniving plan was designed to deceive everyone.
طرح فریبکارانه برای فریب دادن همه طراحی شده بود.
he had a conniving smile that hinted at his true intentions.
او لبخندی فریبکارانه داشت که به مقاصد واقعیاش اشاره میکرد.
they were caught in a conniving scheme to take over the business.
آنها در یک طرح فریبکارانه برای تصرف کسب و کار گرفتار شدند.
her conniving ways often led to trouble.
روشهای فریبکارانهاش اغلب به دردسر میکشید.
the movie portrayed a conniving villain who manipulated everyone.
در فیلم، یک شخصیت شرور فریبکار به تصویر کشیده شد که همه را دستکاری میکرد.
in a conniving twist, he betrayed his closest friend.
در یک پیچش فریبکارانه، او به نزدیکترین دوست خود خیانت کرد.
her conniving tactics were finally exposed.
حملات فریبکارانهاش سرانجام آشکار شد.
they plotted a conniving strategy to win the competition.
آنها یک استراتژی فریبکارانه برای برنده شدن در مسابقه طراحی کردند.
the conniving nature of the politician was well-known.
طرز رفتار فریبکارانه سیاستمدار به خوبی شناخته شده بود.
conniving scheme
طرح فریبکارانه
conniving behavior
رفتار فریبکارانه
conniving friend
دوست فریبکار
conniving plot
نقشه فریبکارانه
conniving nature
طبع فریبکارانه
conniving actions
اقدامات فریبکارانه
conniving tactics
تاکتیکهای فریبکارانه
conniving personality
شخصیت فریبکارانه
conniving intentions
قصد و نیتهای فریبکارانه
conniving individual
فرد فریبکار
her conniving nature made it hard to trust her.
طرز رفتار فریبکارانهاش باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
the conniving plan was designed to deceive everyone.
طرح فریبکارانه برای فریب دادن همه طراحی شده بود.
he had a conniving smile that hinted at his true intentions.
او لبخندی فریبکارانه داشت که به مقاصد واقعیاش اشاره میکرد.
they were caught in a conniving scheme to take over the business.
آنها در یک طرح فریبکارانه برای تصرف کسب و کار گرفتار شدند.
her conniving ways often led to trouble.
روشهای فریبکارانهاش اغلب به دردسر میکشید.
the movie portrayed a conniving villain who manipulated everyone.
در فیلم، یک شخصیت شرور فریبکار به تصویر کشیده شد که همه را دستکاری میکرد.
in a conniving twist, he betrayed his closest friend.
در یک پیچش فریبکارانه، او به نزدیکترین دوست خود خیانت کرد.
her conniving tactics were finally exposed.
حملات فریبکارانهاش سرانجام آشکار شد.
they plotted a conniving strategy to win the competition.
آنها یک استراتژی فریبکارانه برای برنده شدن در مسابقه طراحی کردند.
the conniving nature of the politician was well-known.
طرز رفتار فریبکارانه سیاستمدار به خوبی شناخته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید