conniving

[ایالات متحده]/kəˈnaɪvɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈnaɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درگیر شدن در طرح‌های پنهانی یا نادرست؛ تحمل کردن یا اجازه دادن به خطا

عبارات و ترکیب‌ها

conniving scheme

طرح فریبکارانه

conniving behavior

رفتار فریبکارانه

conniving friend

دوست فریبکار

conniving plot

نقشه فریبکارانه

conniving nature

طبع فریبکارانه

conniving actions

اقدامات فریبکارانه

conniving tactics

تاکتیک‌های فریبکارانه

conniving personality

شخصیت فریبکارانه

conniving intentions

قصد و نیت‌های فریبکارانه

conniving individual

فرد فریبکار

جملات نمونه

her conniving nature made it hard to trust her.

طرز رفتار فریبکارانه‌اش باعث می‌شد به او اعتماد کردن سخت باشد.

the conniving plan was designed to deceive everyone.

طرح فریبکارانه برای فریب دادن همه طراحی شده بود.

he had a conniving smile that hinted at his true intentions.

او لبخندی فریبکارانه داشت که به مقاصد واقعی‌اش اشاره می‌کرد.

they were caught in a conniving scheme to take over the business.

آنها در یک طرح فریبکارانه برای تصرف کسب و کار گرفتار شدند.

her conniving ways often led to trouble.

روش‌های فریبکارانه‌اش اغلب به دردسر می‌کشید.

the movie portrayed a conniving villain who manipulated everyone.

در فیلم، یک شخصیت شرور فریبکار به تصویر کشیده شد که همه را دستکاری می‌کرد.

in a conniving twist, he betrayed his closest friend.

در یک پیچش فریبکارانه، او به نزدیکترین دوست خود خیانت کرد.

her conniving tactics were finally exposed.

حملات فریبکارانه‌اش سرانجام آشکار شد.

they plotted a conniving strategy to win the competition.

آنها یک استراتژی فریبکارانه برای برنده شدن در مسابقه طراحی کردند.

the conniving nature of the politician was well-known.

طرز رفتار فریبکارانه سیاستمدار به خوبی شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید