contact

[ایالات متحده]/ˈkɒntækt/
[بریتانیا]/ˈkɑːntækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتباط، ارتباطات
vt. تماس برقرار کردن
vi. ارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن
Word Forms
جمعcontacts
صفت یا فعل حال استمراریcontacting
قسمت سوم فعلcontacted
زمان گذشتهcontacted
شکل سوم شخص مفردcontacts

عبارات و ترکیب‌ها

contact information

اطلاعات تماس

emergency contact

تماس اضطراری

contact list

لیست تماس

contact details

جزئیات تماس

personal contact

تماس شخصی

contact form

فرم تماس

contact us

با ما تماس بگیرید

contact with

تماس با

in contact with

در تماس با

eye contact

تماس چشمی

close contact

قطع ارتباط

direct contact

تماس مستقیم

contact angle

زاویه تماس

make contact

تماس برقرار کنید

contact surface

سطح تماس

contact stress

تنش تماس

contact area

مساحت تماس

contact pressure

فشار تماس

contact resistance

مقاومت تماس

contact zone

ناحیه تماس

contact person

مسئول تماس

contact point

نقطه تماس

جملات نمونه

Please keep in contact with me.

لطفاً با من در تماس باشید.

I lost contact with my old friends.

من ارتباطم را با دوستان قدیمی‌ام از دست دادم.

She is in contact with the latest technology trends.

او با آخرین روندها و گرایش‌های فناوری در ارتباط است.

We need to establish contact with the local authorities.

ما باید ارتباطی با مقامات محلی برقرار کنیم.

The company is in contact with potential investors.

شرکت با سرمایه‌گذاران بالقوه در ارتباط است.

He is the main contact person for this project.

او مسئول اصلی تماس برای این پروژه است.

In case of emergency, please contact the nearest hospital.

در صورت بروز اضطرار، لطفاً با نزدیک‌ترین بیمارستان تماس بگیرید.

The virus can spread through close contact with infected individuals.

این ویروس می‌تواند از طریق تماس نزدیک با افراد آلوده منتشر شود.

I need to update my contact information.

من باید اطلاعات تماس خود را به‌روزرسانی کنم.

The diplomat is trying to establish contact with the foreign government.

دیپلمات در تلاش است تا با دولت خارجی ارتباط برقرار کند.

نمونه‌های واقعی

I try to avoid eye contact to avoid being blinded by the earnestness.

من سعی می‌کنم از تماس چشمی خودداری کنم تا از خیره شدن به دلیل جدیت جلوگیری کنم.

منبع: Mad Men

So, I want to 'contact' my 'contacts'.

بنابراین، می‌خواهم با "تماس" با "تماس‌های" خودم ارتباط برقرار کنم.

منبع: British English pronunciation teaching

We're contacting you regarding our mutual problem.

ما در حال تماس با شما در مورد مشکل مشترک خود هستیم.

منبع: Learn English through advertisements.

M. pneumoniae bacteria spread by person-to-person contact.

باکتری M. pneumoniae از طریق تماس از شخص به شخص منتشر می‌شود.

منبع: Selected English short passages

She never made eye contact with me.

او هرگز با من تماس چشمی برقرار نکرد.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

See if he has any other contacts.

ببینید آیا او هیچ تماس دیگری دارد یا خیر.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

No, oil barge has not been contacted.

نه، بارج نفتی با کسی تماس نگرفته است.

منبع: Maritime English listening

But the key is contact, constant contact, staying connected, being engaged.

اما نکته کلیدی تماس، تماس مداوم، ارتباط و تعامل است.

منبع: NBA Star Speech Collection

This is called contact theory where intergroup contact reduces intergroup prejudice.

این به نظریه تماس معروف است که تماس بین گروه‌ها باعث کاهش تعصب بین گروه‌ها می‌شود.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Contact the ministry of tourism for details.

برای کسب اطلاعات بیشتر با وزارت گردشگری تماس بگیرید.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید