contemplates

[ایالات متحده]/kənˈtɛm.plət.s/
[بریتانیا]/kənˈtɛm.plɪt.s/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور عمیق فکر کردن یا با دقت در نظر گرفتن؛ به دقت نگاه کردن یا مشاهده کردن؛ در نظر گرفتن امکان پذیرش چیزی؛ در تفکر عمیق یا جدی مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

contemplates life

تفکر درباره زندگی

contemplates future

تفکر درباره آینده

contemplates choices

تفکر درباره انتخاب‌ها

contemplates options

تفکر درباره گزینه‌ها

contemplates meaning

تفکر درباره معنا

contemplates existence

تفکر درباره وجود

contemplates change

تفکر درباره تغییر

contemplates happiness

تفکر درباره خوشبختی

contemplates decisions

تفکر درباره تصمیمات

contemplates possibilities

تفکر درباره احتمالات

جملات نمونه

she contemplates her future career choices.

او درباره انتخاب‌های شغلی آینده خود فکر می‌کند.

he often contemplates the meaning of life.

او اغلب درباره معنای زندگی فکر می‌کند.

the artist contemplates her next masterpiece.

هنرمند درباره اثر هنری بعدی خود فکر می‌کند.

they contemplate moving to a new city.

آنها درباره نقل مکان به یک شهر جدید فکر می‌کنند.

she contemplates the challenges ahead.

او درباره چالش‌های پیش رو فکر می‌کند.

he contemplates the impact of his decisions.

او درباره تأثیر تصمیمات خود فکر می‌کند.

she contemplates reading a new book this weekend.

او درباره خواندن یک کتاب جدید در این آخر هفته فکر می‌کند.

they contemplate taking a vacation together.

آنها درباره گذراندن یک تعطیلات با هم فکر می‌کنند.

he contemplates the possibility of starting his own business.

او درباره احتمال شروع کسب و کار خود فکر می‌کند.

she contemplates how to improve her skills.

او درباره نحوه بهبود مهارت‌های خود فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید