contemporaneity

[ایالات متحده]/kən,tempərə'ni:iti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معاصر بودن؛ مربوط به همان دوره زمانی
Word Forms

جملات نمونه

contemporaneity of art and technology

همزمانی هنر و فناوری

the novel explores the theme of contemporaneity

رمان به بررسی مضمون همزمانی می‌پردازد

contemporaneity in fashion trends

همزمانی در ترندهای مد

the artist captures the spirit of contemporaneity

هنرمند روح همزمانی را به تصویر می‌کشد

discussing the concept of contemporaneity

بحث درباره مفهوم همزمانی

the film reflects the contemporaneity of social issues

فیلم بازتابی از همزمانی مسائل اجتماعی است

contemporaneity in design trends

همزمانی در ترندهای طراحی

exploring the relationship between contemporaneity and tradition

بررسی رابطه بین همزمانی و سنت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید