contestably valid
به طور قابل مناقشه معتبر
contestably true
به طور قابل مناقشه درست
contestably fair
به طور قابل مناقشه منصفانه
contestably relevant
به طور قابل مناقشه مرتبط
contestably significant
به طور قابل مناقشه مهم
contestably accurate
به طور قابل مناقشه دقیق
contestably effective
به طور قابل مناقشه مؤثر
contestably influential
به طور قابل مناقشه تأثیرگذار
contestably applicable
به طور قابل مناقشه قابل اجرا
contestably important
به طور قابل مناقشه مهم
his argument is contestably valid in certain contexts.
استدلال او به طور قابل مناظره اعتبار دارد در برخی از زمینهها.
the results of the study are contestably reliable.
نتایج مطالعه به طور قابل مناظره قابل اعتماد هستند.
she contestably won the competition despite the challenges.
او با وجود چالشها به طور قابل مناظره در مسابقه پیروز شد.
his claims are contestably exaggerated.
ادعاهای او به طور قابل مناظره اغراقآمیز هستند.
contestably, this theory has been widely accepted.
به طور قابل مناظره، این نظریه به طور گسترده پذیرفته شده است.
the decision was contestably unfair to some participants.
تصمیم برای برخی از شرکت کنندگان به طور قابل مناظره غیرمنصفانه بود.
her performance is contestably the best of the night.
عملکرد او به طور قابل مناظره بهترین شب است.
contestably, the policy could lead to better outcomes.
به طور قابل مناظره، این سیاست میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
many believe that the film is contestably a masterpiece.
بسیاری معتقدند که فیلم به طور قابل مناظره یک شاهکار است.
the interpretation of the data is contestably subjective.
تفسیر دادهها به طور قابل مناظره ذهنی است.
contestably valid
به طور قابل مناقشه معتبر
contestably true
به طور قابل مناقشه درست
contestably fair
به طور قابل مناقشه منصفانه
contestably relevant
به طور قابل مناقشه مرتبط
contestably significant
به طور قابل مناقشه مهم
contestably accurate
به طور قابل مناقشه دقیق
contestably effective
به طور قابل مناقشه مؤثر
contestably influential
به طور قابل مناقشه تأثیرگذار
contestably applicable
به طور قابل مناقشه قابل اجرا
contestably important
به طور قابل مناقشه مهم
his argument is contestably valid in certain contexts.
استدلال او به طور قابل مناظره اعتبار دارد در برخی از زمینهها.
the results of the study are contestably reliable.
نتایج مطالعه به طور قابل مناظره قابل اعتماد هستند.
she contestably won the competition despite the challenges.
او با وجود چالشها به طور قابل مناظره در مسابقه پیروز شد.
his claims are contestably exaggerated.
ادعاهای او به طور قابل مناظره اغراقآمیز هستند.
contestably, this theory has been widely accepted.
به طور قابل مناظره، این نظریه به طور گسترده پذیرفته شده است.
the decision was contestably unfair to some participants.
تصمیم برای برخی از شرکت کنندگان به طور قابل مناظره غیرمنصفانه بود.
her performance is contestably the best of the night.
عملکرد او به طور قابل مناظره بهترین شب است.
contestably, the policy could lead to better outcomes.
به طور قابل مناظره، این سیاست میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
many believe that the film is contestably a masterpiece.
بسیاری معتقدند که فیلم به طور قابل مناظره یک شاهکار است.
the interpretation of the data is contestably subjective.
تفسیر دادهها به طور قابل مناظره ذهنی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید