disputably

[ایالات متحده]/dɪsˈpjuːtəblɪ/
[بریتانیا]/dɪsˈpjuːtəbli/

ترجمه

adv. به روشی که قابل بحث است; با فضایی برای گفتگو

عبارات و ترکیب‌ها

disputably true

احتمالا درست

disputably valid

احتمالا معتبر

disputably correct

احتمالا صحیح

disputably important

احتمالا مهم

disputably significant

احتمالا مهم

disputably relevant

احتمالا مرتبط

disputably effective

احتمالا مؤثر

disputably beneficial

احتمالا مفید

disputably successful

احتمالا موفقیت‌آمیز

disputably influential

احتمالا تأثیرگذار

جملات نمونه

disputably, he is the best player on the team.

به احتمال زیاد، او بهترین بازیکن تیم است.

the results were disputably influenced by external factors.

به احتمال زیاد، نتایج تحت تأثیر عوامل خارجی قرار گرفتند.

her theory is disputably the most accepted in the field.

به احتمال زیاد، نظریه او بیشترین پذیرش را در این زمینه دارد.

disputably, this novel is a classic of modern literature.

به احتمال زیاد، این رمان یک اثر کلاسیک ادبیات مدرن است.

the decision was disputably fair to all parties involved.

تصمیم به احتمال زیاد برای همه طرف‌های درگیر منصفانه بود.

disputably, climate change is the biggest challenge we face.

تغییرات آب و هوا به احتمال زیاد بزرگترین چالشی است که با آن روبرو هستیم.

the painting is disputably one of the artist's finest works.

این نقاشی به احتمال زیاد یکی از بهترین آثار هنرمند است.

disputably, her performance was the highlight of the event.

اجرای او به احتمال زیاد اوج رویداد بود.

the policy is disputably effective in reducing waste.

این سیاست به احتمال زیاد در کاهش ضایعات موثر است.

disputably, he has the most innovative ideas in the company.

او به احتمال زیاد نوآورانه‌ترین ایده‌ها را در شرکت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید