contouring

[ایالات متحده]/ˈkɒntʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːntʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند شکل‌دهی یا تعریف خطوط کلی چیزی؛ عمل ایجاد خطوط کانتور یا خطوط مقدار ثابت؛ تکنیک شکل‌دهی یا مجسمه‌سازی؛ فرم یا خط خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

makeup contouring

آرایش کانتورینگ

facial contouring

کانتورینگ صورت

body contouring

تناسب اندام

contouring techniques

تکنیک‌های کانتورینگ

contouring products

محصولات کانتورینگ

contouring makeup

آرایش کانتورینگ

contouring tools

ابزارهای کانتورینگ

contouring cream

کرم کانتورینگ

contouring palette

پالت کانتورینگ

contouring shades

درجه‌های کانتورینگ

جملات نمونه

she loves contouring her face to enhance her features.

او عاشق کانتور کردن صورت خود برای برجسته کردن ویژگی‌هایش است.

contouring can create the illusion of higher cheekbones.

کانتور کردن می‌تواند توهم گونه‌های بالاتر را ایجاد کند.

many makeup artists specialize in contouring techniques.

بسیاری از آرایشگران متخصص در تکنیک‌های کانتور کردن هستند.

she watched a tutorial on contouring for beginners.

او یک آموزش ویدیویی در مورد کانتور کردن برای مبتدیان تماشا کرد.

contouring can dramatically change your makeup look.

کانتور کردن می‌تواند به طور چشمگیری ظاهر آرایش شما را تغییر دهد.

practice makes perfect when it comes to contouring.

تمرین، کلید کانتور کردن است.

he used a cream contouring product for a natural finish.

او از یک محصول کانتور کرمی برای داشتن ظاهری طبیعی استفاده کرد.

contouring is an essential step in her makeup routine.

کانتور کردن یک مرحله ضروری در روتین آرایش او است.

she prefers powder contouring for a softer look.

او کانتور پودری را برای داشتن ظاهری ملایم تر ترجیح می‌دهد.

contouring can help define the jawline and nose.

کانتور کردن می‌تواند به تعریف خط فک و بینی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید