contour

[ایالات متحده]/'kɒntʊə/
[بریتانیا]/'kɑntʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرح; محیط; خط کانتور; مدار; خلاصه
vt. طرح را رسم کنید; خطوط کانتور را رسم کنید.
Word Forms
زمان گذشتهcontoured
شکل سوم شخص مفردcontours
جمعcontours
صفت یا فعل حال استمراریcontouring
قسمت سوم فعلcontoured

عبارات و ترکیب‌ها

contour lines

خطوط تراز

contour map

نقشه خطوط هم‌راستا

contouring makeup

کانتورینگ آرایشی

contour drawing

رسم خطوط هم‌راستا

contour detection

تشخیص خطوط هم‌راستا

contour line

خط هم‌راستا

depth contour

خط هم‌راستا عمق

جملات نمونه

the road contours the hillside.

جاده مسیرهای تپه‌هایی را دنبال می‌کند.

the contours of the countryside

ناهمواری‌های حومه شهر

the target contours will not be discriminable from their background.

ناهمواری‌های هدف از پس‌زمینه قابل تشخیص نخواهند بود.

the gentle green contours of the downs.

ناهمواری‌های سبز و ملایم تپه‌ها.

saw the contour of the island from the airplane;

جزیره را از هواپیما دیدم;

The contour of the Atlantic coast of America is very irregular.

ناهمواری ساحل اطلس در آمریکای شمالی بسیار نامنظم است.

trees and contours all add to a sylvan setting.

درختان و ناهمواری‌ها همگی به ایجاد یک فضای جنگلی کمک می‌کنند.

In this paper,the cam explorator in contour lathe is designed direct according to the contour of primary products with the mathematical analogue of the working course of the cam。

در این مقاله، کام اکسپلراتور در تورن ماشین کنتور مستقیماً بر اساس شکل محصولات اولیه با آنالوگ ریاضیاتی از روند کاری کام طراحی شده است.

she traced the contours of his face with her finger.

او با انگشت خود ناهمواری‌های صورتش را دنبال کرد.

the figure shows contours of 21-cm line emission of atomic hydrogen.

این نمودار نشان‌دهنده ناهمواری‌های انتشار خط 21 سانتی‌متری هیدروژن اتمی است.

the compartment has been contoured with smooth rounded corners.

محفظه دارای لبه‌های گرد و صاف است.

a pair of jeans that hugged the contours of his body.

یک جفت شلوار جین که ناهمواری‌های بدن او را در آغوش می‌گرفت.

Creating the contour will automatically group the two objects together.To ungroup the contour from the thumb go to Object > Ungroup.Select the contour and change its color to have better articulacy.

ایجاد ناهمواری به طور خودکار دو شیء را در یک گروه قرار می‌دهد. برای جدا کردن ناهمواری از انگشت به Object > Ungroup بروید. ناهمواری را انتخاب کرده و رنگ آن را برای وضوح بیشتر تغییر دهید.

I ran my finger along the soft, curving contour of the child's cheek.

من انگشت خود را در امتداد ناهمواری ملایم و منحنی گونه کودک حرکت دادم.

نمونه‌های واقعی

One could see only the contours of the roofs and the candles in the windows.

فقط می‌توانستید خطوط نمای ساختمان‌ها و شمع‌های داخل پنجره‌ها را ببینید.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

The contour of the Atlantic coast of America is very irregular.

ناهمواری ساحل اطلس آمریکای شمالی بسیار زیاد است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

It's, like, trying to contour your face differently.

اینجوریه، مثل اینکه سعی دارید چهره‌تون رو به شکل متفاوتی کانتور کنید.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

I inched closer, stretched out my whole hand now to trace the contours of his forearm with my fingertips.

من به آرامی نزدیک‌تر شدم، دستم را دراز کردم تا با نوک انگشتانم خطوط ساعدش را دنبال کنم.

منبع: Twilight: Eclipse

Something that would keep its shape and really offer that contoured support.

چیزی که شکل خود را حفظ کند و واقعاً از آن پشتیبانی کانتور شده برخوردار باشد.

منبع: Wall Street Journal

Barbie has a tiny nose so I'm going to exaggerate my nose by contouring it.

باربی یک بینی کوچک دارد، بنابراین می‌خواهم با کانتور کردن بینی‌ام آن را اغراق‌آمیز کنم.

منبع: The power of makeup

Had his brain unfolded under sharper contours they would have said, " A thoughtful man."

اگر مغزش تحت شرایطی با خطوط واضح‌تر آشکار می‌شد، می‌گفتند: «مردی متفکر.»

منبع: Returning Home

And because of how the slit pupil takes in light, it creates sharp, vertical contours.

و به دلیل نحوه دریافت نور توسط مردمک چشم، خطوط عمودی و تیزی ایجاد می‌کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And since we have so much data, you can see the contours of many countries, especially in the Western world.

و از آنجایی که ما داده‌های زیادی داریم، می‌توانید خطوط نمای بسیاری از کشورها، به ویژه در جهان غرب را ببینید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

When you contour, you're receding the area.

وقتی کانتور می‌کنید، ناحیه را پس‌زن می‌کنید.

منبع: The power of makeup

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید