contrition

[ایالات متحده]/kənˈtrɪʃn/
[بریتانیا]/kənˈtrɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمیق پشیمانی؛ ندامت؛ احساس گناه
Word Forms

جملات نمونه

show contrition for his actions

ابراز ندامت برای اعمالش

express contrition for the mistake

ابراز ندامت برای اشتباه

feel contrition for the harm caused

احساس ندامت برای آسیب وارد شده

demonstrate contrition for the offense

نشان دادن ندامت برای تخلف

deep contrition for the betrayal

ندامت عمیق برای خیانت

genuine contrition for the wrongdoing

ندامت واقعی برای بدکاری

sense of contrition for the hurtful words

حس ندامت برای کلمات آسیب‌رسان

express deep contrition for the loss

ابراز ندامت عمیق برای از دست دادن

feeling of contrition for the lie

احساس ندامت برای دروغ

show sincere contrition for the error

نشان دادن ندامت صادقانه برای اشتباه

نمونه‌های واقعی

Meaning the contrition to our success.

معنی توبه و پشیمانی برای رسیدن به موفقیت ما.

منبع: Quick thinking, smart communication.

'I am very sorry, ' said Swithin, with contrition.

'من خیلی متاسفم،' سویتین با حالتی از توبه و پشیمانی گفت.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

And they haven’t noticed many expressions of contrition.

و آنها متوجه بسیاری از نشانه‌های توبه و پشیمانی نشده‌اند.

منبع: Complete English Speech Collection

He's an expert in the history and philosophy of contrition.

او یک متخصص در تاریخ و فلسفه توبه و پشیمانی است.

منبع: Radio Laboratory

The VC giants' contrition comes on the back of a gigantic tech crash.

توبه و پشیمانی غول‌های VC پس از یک فاجعه بزرگ فناوری رخ می‌دهد.

منبع: Economist Business

At first Nekhludoff had played with his feelings and delighted in his own contrition; now he was simply horrified.

در ابتدا، نیکهلودوف با احساسات خود بازی کرد و از توبه و پشیمانی خود لذت برد؛ اکنون او صرفاً وحشت زده بود.

منبع: Resurrection

Wait. Let me do that for you-- my first act of contrition.

صبر کن. اجازه بده خودم این کار را برایت انجام دهم - اولین عمل توبه و پشیمانی من.

منبع: Gossip Girl Season 5

He tried very hard to heal the scars of war, expressing contrition and regret for what Japan did during the war.

او بسیار تلاش کرد تا زخم‌های جنگ را التیام بخشد، با ابراز توبه و پشیمانی برای آنچه ژاپن در طول جنگ انجام داد.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

Because of the contingent's contribution and their contrition, the Queen forgave them.

به دلیل کمک و توبه و پشیمانی گروه، ملکه آنها را بخشید.

منبع: Pan Pan

He was very familiar with that anxious, apologetic smile. Contrition sent him running after her.

او با آن لبخند مضطرب و طلب بخشش بسیار آشنا بود. توبه و پشیمانی باعث شد او به دنبال او بدود.

منبع: Self-study Advanced English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید