convincers

[ایالات متحده]/kənˈvɪnsəz/
[بریتانیا]/kənˈvɪnsərz/

ترجمه

n. آزمایش‌ها، شواهد یا اثباتی که کسی را متقاعد می‌کنند تا چیزی را باور کنند؛ چیزهایی یا نمایش‌هایی که یک نکته را اثبات می‌کنند یا اعتبار را برقرار می‌سازند.

جملات نمونه

the entrepreneur presented strong convincers that helped secure funding from hesitant venture capitalists.

کارآفرین مدعی‌های قوی ارائه داد که به امنیت مالی از سرمایه‌گذاران خطرپذیر کمک کرد.

marketing teams develop compelling convincers to persuade consumers to choose their brand over competitors.

تیم‌های بازاریابی مدعی‌های مقنع را توسعه می‌دهند تا مصرف کنندگان را متقاعد کنند که برند خود را در برابر رقبا انتخاب کنند.

the lawyer prepared powerful convincers before presenting her case to the jury.

دادستان قبل از ارائه دفاع خود به هیئت محاکمه مدعی‌های قدرتمندی آماده کرد.

effective convincers combine logical evidence with emotional appeal to influence difficult decisions.

مدعی‌های مؤثر شواهد منطقی را با تعلق عاطفی ترکیب می‌کنند تا تصمیمات دشوار را تحت تأثیر قرار دهند.

the politician used persuasive convincers during her speech to change public opinion on the controversial issue.

سیاستمدار در سخنرانی خود از مدعی‌های مقنع برای تغییر نظر عمومی در مورد مسئله متنازع استفاده کرد.

scientists need solid convincers to support their groundbreaking theories and gain acceptance from the academic community.

دانشمندان نیاز به مدعی‌های محکمی دارند تا نظریات نوآور خود را حمایت کنند و پذیرش از جامعه علمی را کسب کنند.

the salesperson offered multiple convincers that finally persuaded the undecided customer to make the purchase.

فروشنده چندین مدعی ارائه داد که در نهایت مشتری ناکرده را متقاعد کرد تا خرید را انجام دهد.

negotiators must prepare effective convincers to reach favorable agreements during complex business discussions.

مذاکره‌کنندگان باید مدعی‌های مؤثر را آماده کنند تا در بحث‌های کسب و کار پیچیده توافق‌های مطلوبی به دست آورند.

teachers provide various convincers to encourage students to pursue higher education and career goals.

معلمان مدعی‌های مختلفی ارائه می‌دهند تا دانش‌آموزان را تشویق کنند تا تحصیل بالاتر و اهداف شغلی را دنبال کنند.

the advertisement featured emotional convincers that resonated deeply with the target audience and boosted sales significantly.

تبلیغات از مدعی‌های عاطفی استفاده کرد که به طور عمیق با جمع هدف همخوانی داشت و فروش را به طور قابل توجهی افزایش داد.

climate scientists present factual convincers to convince policymakers about the urgency of environmental protection measures.

دانشمندان اقلیم مدعی‌های واقعی ارائه می‌دهند تا سیاست‌گذاران را درباره ضرورت اقدامات حفاظت از محیط زیست متقاعد کنند.

job candidates use impressive convincers during interviews to demonstrate their qualifications and secure desired positions.

نامزدهای شغلی در مصاحبه‌ها از مدعی‌های مذهل استفاده می‌کنند تا صلاحیت‌های خود را نشان دهند و موقعیت‌های مطلوب را امنیت بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید