military convoys
کاروانهای نظامی
supply convoys
کاروانهای تدارکاتی
armed convoys
کاروانهای مسلح
humanitarian convoys
کاروانهای بشردوستانه
convoys escort
حراست از کاروانها
convoys movement
حرکت کاروانها
convoys route
مسیر کاروانها
convoys security
امنیت کاروانها
convoys operation
عملیات کاروانها
convoys logistics
تدارکات کاروانها
the military dispatched convoys to deliver supplies.
ارتش کاروانهایی را برای رساندن تدارکات اعزام کرد.
convoys of trucks traveled through the desert.
کاروانهای کامیونها از میان صحرا عبور کردند.
we saw several convoys on the highway.
ما چندین کاروان را در بزرگراه دیدیم.
convoys are often used for transporting goods securely.
اغلب از کاروانها برای حمل و نقل ایمن کالاها استفاده میشود.
the government organized convoys to aid disaster relief.
دولت کاروانهایی را برای کمک به امدادرسانی سازماندهی کرد.
convoys of military vehicles moved through the city.
کاروانهای خودروهای نظامی از میان شهر عبور کردند.
they coordinated the convoys to ensure safe passage.
آنها کاروانها را برای اطمینان از عبور ایمن هماهنگ کردند.
convoys can be vulnerable to attacks in conflict zones.
کاروانها در مناطق جنگی میتوانند در برابر حملات آسیبپذیر باشند.
we joined the convoys heading towards the border.
ما به کاروانهایی که به سمت مرز میرفتند، پیوستیم.
convoys are essential for logistical operations in war zones.
کاروانها برای عملیات لجستیکی در مناطق جنگی ضروری هستند.
military convoys
کاروانهای نظامی
supply convoys
کاروانهای تدارکاتی
armed convoys
کاروانهای مسلح
humanitarian convoys
کاروانهای بشردوستانه
convoys escort
حراست از کاروانها
convoys movement
حرکت کاروانها
convoys route
مسیر کاروانها
convoys security
امنیت کاروانها
convoys operation
عملیات کاروانها
convoys logistics
تدارکات کاروانها
the military dispatched convoys to deliver supplies.
ارتش کاروانهایی را برای رساندن تدارکات اعزام کرد.
convoys of trucks traveled through the desert.
کاروانهای کامیونها از میان صحرا عبور کردند.
we saw several convoys on the highway.
ما چندین کاروان را در بزرگراه دیدیم.
convoys are often used for transporting goods securely.
اغلب از کاروانها برای حمل و نقل ایمن کالاها استفاده میشود.
the government organized convoys to aid disaster relief.
دولت کاروانهایی را برای کمک به امدادرسانی سازماندهی کرد.
convoys of military vehicles moved through the city.
کاروانهای خودروهای نظامی از میان شهر عبور کردند.
they coordinated the convoys to ensure safe passage.
آنها کاروانها را برای اطمینان از عبور ایمن هماهنگ کردند.
convoys can be vulnerable to attacks in conflict zones.
کاروانها در مناطق جنگی میتوانند در برابر حملات آسیبپذیر باشند.
we joined the convoys heading towards the border.
ما به کاروانهایی که به سمت مرز میرفتند، پیوستیم.
convoys are essential for logistical operations in war zones.
کاروانها برای عملیات لجستیکی در مناطق جنگی ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید