convoys

[ایالات متحده]/ˈkɒnvɔɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑnvɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌هایی از کشتی‌ها یا وسایل نقلیه که برای حفاظت به طور مشترک سفر می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

military convoys

کاروان‌های نظامی

supply convoys

کاروان‌های تدارکاتی

armed convoys

کاروان‌های مسلح

humanitarian convoys

کاروان‌های بشردوستانه

convoys escort

حراست از کاروان‌ها

convoys movement

حرکت کاروان‌ها

convoys route

مسیر کاروان‌ها

convoys security

امنیت کاروان‌ها

convoys operation

عملیات کاروان‌ها

convoys logistics

تدارکات کاروان‌ها

جملات نمونه

the military dispatched convoys to deliver supplies.

ارتش کاروان‌هایی را برای رساندن تدارکات اعزام کرد.

convoys of trucks traveled through the desert.

کاروان‌های کامیون‌ها از میان صحرا عبور کردند.

we saw several convoys on the highway.

ما چندین کاروان را در بزرگراه دیدیم.

convoys are often used for transporting goods securely.

اغلب از کاروان‌ها برای حمل و نقل ایمن کالاها استفاده می‌شود.

the government organized convoys to aid disaster relief.

دولت کاروان‌هایی را برای کمک به امدادرسانی سازماندهی کرد.

convoys of military vehicles moved through the city.

کاروان‌های خودروهای نظامی از میان شهر عبور کردند.

they coordinated the convoys to ensure safe passage.

آنها کاروان‌ها را برای اطمینان از عبور ایمن هماهنگ کردند.

convoys can be vulnerable to attacks in conflict zones.

کاروان‌ها در مناطق جنگی می‌توانند در برابر حملات آسیب‌پذیر باشند.

we joined the convoys heading towards the border.

ما به کاروان‌هایی که به سمت مرز می‌رفتند، پیوستیم.

convoys are essential for logistical operations in war zones.

کاروان‌ها برای عملیات لجستیکی در مناطق جنگی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید