She laughed convulsively at the joke.
او با خنده های شدید و ناگهانی از شوخی خندید.
He cried convulsively after receiving the bad news.
او پس از دریافت خبر بد، با گریه های شدید و ناگهانی اشک ریخت.
The patient's body shook convulsively during the seizure.
بدن بیمار در طول تشنج به طور شدید و ناگهانی می لرزید.
He gripped the edge of the table convulsively.
او لبه میز را با شدت و ناگهانی در دست گرفت.
She convulsively grabbed his arm to stop him from leaving.
او برای جلوگیری از رفتن او، به طور ناگهانی و شدید بازویش را گرفت.
The child convulsively coughed due to the cold.
کودک به دلیل سرما، به طور ناگهانی و شدید سرفه کرد.
Her hands shook convulsively as she tried to control her emotions.
در حالی که سعی می کرد احساسات خود را کنترل کند، دست هایش به طور ناگهانی و شدید می لرزید.
He convulsively clenched his fists in frustration.
او در حالی که ناامید بود، مشت های خود را به طور ناگهانی و شدید مشت کرد.
The dog convulsively wagged its tail in excitement.
سگ از هیجان، به طور ناگهانی و شدید دم خود را تکان داد.
She convulsively gasped for air after running a long distance.
او پس از دویدن مسافت طولانی، به طور ناگهانی و شدید برای نفس کشیدن به صدا درآورد.
She laughed convulsively at the joke.
او با خنده های شدید و ناگهانی از شوخی خندید.
He cried convulsively after receiving the bad news.
او پس از دریافت خبر بد، با گریه های شدید و ناگهانی اشک ریخت.
The patient's body shook convulsively during the seizure.
بدن بیمار در طول تشنج به طور شدید و ناگهانی می لرزید.
He gripped the edge of the table convulsively.
او لبه میز را با شدت و ناگهانی در دست گرفت.
She convulsively grabbed his arm to stop him from leaving.
او برای جلوگیری از رفتن او، به طور ناگهانی و شدید بازویش را گرفت.
The child convulsively coughed due to the cold.
کودک به دلیل سرما، به طور ناگهانی و شدید سرفه کرد.
Her hands shook convulsively as she tried to control her emotions.
در حالی که سعی می کرد احساسات خود را کنترل کند، دست هایش به طور ناگهانی و شدید می لرزید.
He convulsively clenched his fists in frustration.
او در حالی که ناامید بود، مشت های خود را به طور ناگهانی و شدید مشت کرد.
The dog convulsively wagged its tail in excitement.
سگ از هیجان، به طور ناگهانی و شدید دم خود را تکان داد.
She convulsively gasped for air after running a long distance.
او پس از دویدن مسافت طولانی، به طور ناگهانی و شدید برای نفس کشیدن به صدا درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید