chocolate cookies
کیکهای شکلاتی
fresh cookies
کیکهای تازه
baking cookies
پختن کیک
warm cookies
کیکهای گرم
eat cookies
خوردن کیک
make cookies
ساختن کیک
chocolate chip cookies
کیکهای چیپ شکلاتی
delicious cookies
کیکهای خوشمزه
few cookies
چند کیک
loved cookies
کیکهای مورد علاقه
i baked a batch of chocolate chip cookies yesterday.
من دیروز یک دسته بیسکویت چیپ شکلات پختم.
she loves to decorate sugar cookies with colorful icing.
او عاشق تزئین بیسکویت های شکر با رویه رنگارنگ است.
let's buy some cookies at the bakery tomorrow.
بیایید فردا چند بیسکویت از نانوایی بخریم.
the kids devoured the cookies in minutes.
بچه ها بیسکویت ها را در عرض چند دقیقه خوردند.
he left cookies and milk for santa claus.
او بیسکویت و شیر برای بابا نوئل گذاشت.
we're having cookies and hot chocolate for dessert.
ما بیسکویت و شکلات داغ را به عنوان دسر داریم.
the aroma of freshly baked cookies filled the kitchen.
بوی بیسکویت های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.
she packed cookies for the school picnic.
او بیسکویت برای پیک نیک مدرسه بستهبندی کرد.
he dipped the cookies in warm milk.
او بیسکویت ها را در شیر گرم فرو برد.
the recipe called for peanut butter cookies.
دستور العمل بیسکویت کره بادام زمینی لازم داشت.
they shared a plate of warm cookies with their friends.
آنها یک بشقاب بیسکویت گرم با دوستانشان به اشتراک گذاشتند.
she hid the cookies from her little brother.
او بیسکویت ها را از برادر کوچکش پنهان کرد.
chocolate cookies
کیکهای شکلاتی
fresh cookies
کیکهای تازه
baking cookies
پختن کیک
warm cookies
کیکهای گرم
eat cookies
خوردن کیک
make cookies
ساختن کیک
chocolate chip cookies
کیکهای چیپ شکلاتی
delicious cookies
کیکهای خوشمزه
few cookies
چند کیک
loved cookies
کیکهای مورد علاقه
i baked a batch of chocolate chip cookies yesterday.
من دیروز یک دسته بیسکویت چیپ شکلات پختم.
she loves to decorate sugar cookies with colorful icing.
او عاشق تزئین بیسکویت های شکر با رویه رنگارنگ است.
let's buy some cookies at the bakery tomorrow.
بیایید فردا چند بیسکویت از نانوایی بخریم.
the kids devoured the cookies in minutes.
بچه ها بیسکویت ها را در عرض چند دقیقه خوردند.
he left cookies and milk for santa claus.
او بیسکویت و شیر برای بابا نوئل گذاشت.
we're having cookies and hot chocolate for dessert.
ما بیسکویت و شکلات داغ را به عنوان دسر داریم.
the aroma of freshly baked cookies filled the kitchen.
بوی بیسکویت های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.
she packed cookies for the school picnic.
او بیسکویت برای پیک نیک مدرسه بستهبندی کرد.
he dipped the cookies in warm milk.
او بیسکویت ها را در شیر گرم فرو برد.
the recipe called for peanut butter cookies.
دستور العمل بیسکویت کره بادام زمینی لازم داشت.
they shared a plate of warm cookies with their friends.
آنها یک بشقاب بیسکویت گرم با دوستانشان به اشتراک گذاشتند.
she hid the cookies from her little brother.
او بیسکویت ها را از برادر کوچکش پنهان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید