cookout

[ایالات متحده]/ˈkʊkaʊt/
[بریتانیا]/ˈkʊkaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک گردهمایی پخت و پز در فضای باز
n. یک پیک نیک در فضای باز؛ (آمریکا) غذایی که در فضای باز در یک پیک نیک پخته می‌شود
Word Forms
جمعcookouts

عبارات و ترکیب‌ها

family cookout

دورهمی خانوادگی

summer cookout

دورهمی تابستانی

backyard cookout

دورهمی در حیاط پشتی

neighborhood cookout

دورهمی محلی

holiday cookout

دورهمی تعطیلات

big cookout

دورهمی بزرگ

grill cookout

دورهمی کباب

cookout party

جشنواره باربیکیو

cookout invitation

دعوتنامه باربیکیو

cookout menu

منوی باربیکیو

جملات نمونه

we are planning a cookout this weekend.

ما در حال برنامه ریزی برای یک باربکیو آخر هفته این هستیم.

don't forget to bring the drinks for the cookout.

فراموش نکنید نوشیدنی ها را برای باربکیو بیاورید.

the cookout was a huge success with all our friends.

باربکیو با حضور تمام دوستانمان بسیار موفقیت آمیز بود.

she grilled burgers and hot dogs at the cookout.

او همبرگر و هات داگ را در باربکیو گریل کرد.

we need to set up the grill for the cookout.

ما باید گریل را برای باربکیو آماده کنیم.

everyone brought their favorite dish to the cookout.

همه غذای مورد علاقه خود را به باربکیو آوردند.

the cookout was held in the backyard.

باربکیو در حیاط پشتی برگزار شد.

make sure to invite everyone to the cookout.

مطمئن شوید همه را به باربکیو دعوت کنید.

we played games while waiting for the cookout to start.

ما در حالی که منتظر شروع باربکیو بودیم بازی کردیم.

a cookout is a great way to enjoy summer evenings.

باربکیو راهی عالی برای لذت بردن از شب های تابستان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید