barbecue

[ایالات متحده]/ˈbɑːbɪkjuː/
[بریتانیا]/ˈbɑːrbɪkjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت کبابی; جشنواره در فضای باز
vt. کباب کردن گوشت; باربکیو کردن
Word Forms
زمان گذشتهbarbecued
شکل سوم شخص مفردbarbecues
قسمت سوم فعلbarbecued
جمعbarbecues
صفت یا فعل حال استمراریbarbecuing

عبارات و ترکیب‌ها

barbecue sauce

سس باربیکیو

korean barbecue

باربکیوی کره‌ای

جملات نمونه

They had a barbecue on their patio on Sunday.

آنها یک باربکیو در پاسیو خود در روز یکشنبه داشتند.

the crisps come in pizza and barbecue flavours.

چیپس‌ها با طعم پیتزا و باربکیو عرضه می‌شوند.

we sat feasting on barbecued chicken and beer.

ما در حال خوردن مرغ باربکیو و آبجو نشستیم.

backyard barbecues; backyard gossip.

باربیکیوهای حیاط پشتی؛ غیبت‌های حیاط پشتی

They had to cancel the barbecue, as it started chucking it down.

آنها مجبور شدند باربکیو را لغو کنند، زیرا شروع به باران کرد.

the barbecue had been set up by the lake, whither Matthew and Sara were conducted.

باربکیو کنار دریاچه چیده شده بود، به مکانی که متیو و سارا به آنجا هدایت شدند.

I made a friend through the English school where I taught and he arranged an asado (barbecue) to introduce us to some of his family.

من از طریق مدرسه زبان انگلیسی که در آن تدریس می‌کردم، دوست پیدا کردم و او یک آسادو (باربکیو) ترتیب داد تا ما را با برخی از اعضای خانواده‌اش آشنا کند.

Then we will join in the bonfire party and dance and sing with them. or you can join in the bonfire party in manting park by paying yourself(160RMB/person,folk song and dangce、barbecue、fruit).

سپس ما به مهمانی آتش‌سوزی می‌پیوندیم و با آنها می‌رقصیم و آواز می‌خوانیم. یا می‌توانید با پرداخت هزینه خود (160 رانمنبی/نفر، آهنگ‌های محلی و رقص، باربکیو، میوه) به مهمانی آتش‌سوزی در پارک مانتینگ بپیوندید.

We want to buy Chef Torch, Gas Match, Gas Burner, Kitchenware, Barbecue Grill, Lighting Tools, Hotmelt Gas Glue Gun, Cook Burner Kitchenware

ما می‌خواهیم مشعل آشپز، فندک گازی، مشعل گازی، لوازم آشپزخانه، گریل باربکیو، ابزارهای روشنایی، تفنگ چسب گازی داغ، لوازم آشپزخانه مشعل آشپزی بخریم.

Roast meats, blue cheeses as Bleu de Causse, mixed salads (foie gras), a gardianne beef stew, braised beef, jugged game, barbecued meat, chocolate desserts, etc.

گوشت کبابی، پنیرهای آبی مانند بلو دو کاز، سالادهای مخلوط (کبد گوساله)، خوراک گوشت گاردین، گوشت کبابی، بازی پخته شده، گوشت باربکیو، دسرهای شکلاتی و غیره.

نمونه‌های واقعی

Barbecue, barbecues and they love those there.

باربیکیو، باربیکیوها و آن‌ها آن را دوست دارند.

منبع: The Growth History of a Little Princess

This is Korean barbecue, one of my favorites.

این باربکیوی کره‌ای است، یکی از مورد علاقه‌های من.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

How did you know about Jenna's barbecue?

چطور درباره باربکیوی جنا اطلاع پیدا کردی؟

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Oh, God. Can't we just have a barbecue?

خدای من. مگر نمی‌توانیم فقط یک باربکیو داشته باشیم؟

منبع: Flipped Selected

I have to say, this is pretty good barbecue.

باید بگویم، این باربکیوی خیلی خوبی است.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

They often have outdoor barbecues for Father's Day.

آن‌ها اغلب باربکیوهای فضای باز را برای روز پدر برگزار می‌کنند.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

We had a barbecue on the beach last Sunday.

ما یکشنبه گذشته در ساحل باربکیو داشتیم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

We might start with our vegetable garden, then the barbecue.

شاید با باغچه سبزیجات خود شروع کنیم، سپس باربکیو.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

We take our barbecue pretty serious.

ما باربکیوی خود را خیلی جدی می‌گیریم.

منبع: VOA Standard English_Americas

I hear they are having barbecued salmon and grilled shrimp.

شنیده‌ام که آن‌ها ماهی سالمون کبابی و میگوی گریل شده دارند.

منبع: Storyline Online English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید