cordage

[ایالات متحده]/ˈkɔːdɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈkɔrdɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طناب‌ها یا رشته‌ها به صورت جمعی؛ مجموع چوب در یک منطقه مشخص؛ انباشت هیزم
Word Forms
جمعcordages

عبارات و ترکیب‌ها

strong cordage

سیم محکم

natural cordage

سیم طبیعی

synthetic cordage

سیم مصنوعی

cordage types

انواع سیم

cordage materials

مواد سیم

cordage systems

سیستم‌های سیم

cordage knots

گره‌های سیم

cordage techniques

تکنیک‌های سیم

cordage applications

کاربردهای سیم

cordage uses

مصارف سیم

جملات نمونه

cordage is essential for building sturdy structures.

حبال‌بندی برای ساختن سازه‌های مستحکم ضروری است.

we used cordage to secure the tent during the storm.

ما از حبال‌بندی برای محکم کردن چادر در طول طوفان استفاده کردیم.

the fisherman relied on strong cordage for his nets.

ماهیگیر به حبال‌بندی قوی برای تورهای خود متکی بود.

cordage can be made from natural fibers or synthetic materials.

حبال‌بندی را می‌توان از الیاف طبیعی یا مواد مصنوعی تهیه کرد.

in sailing, cordage plays a crucial role in handling the sails.

در قایق‌رانی، حبال‌بندی نقش مهمی در کنترل بادبان‌ها دارد.

he learned to tie various knots using different types of cordage.

او یاد گرفت که با استفاده از انواع مختلف حبال‌بندی، گره‌های مختلفی بزند.

cordage is often used in outdoor activities like camping and hiking.

حبال‌بندی اغلب در فعالیت‌های فضای باز مانند کمپینگ و پیاده‌روی استفاده می‌شود.

choosing the right cordage can make a significant difference in safety.

انتخاب حبال‌بندی مناسب می‌تواند تفاوت قابل توجهی در ایمنی ایجاد کند.

the survival kit included a roll of durable cordage.

کیت بقا شامل یک رول حبال‌بندی بادوام بود.

artists often use cordage for their creative projects.

هنرمندان اغلب از حبال‌بندی برای پروژه‌های خلاقانه خود استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید