corporations

[ایالات متحده]/[ˈkɔːpərəʃənz]/
[بریتانیا]/[ˈkɔːrpərəʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکت‌های بزرگ یا سازمان‌ها؛ فرآیند تشکیل شرکت؛ گروهی از افراد که برای یک هدف خاص با هم همکاری می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

large corporations

شرکت‌های بزرگ

corporations face

شرکت‌ها با مواجه هستند

protecting corporations

محافظت از شرکت‌ها

global corporations

شرکت‌های جهانی

corporations invest

شرکت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند

multinational corporations

شرکت‌های چندملیتی

corporations regulate

شرکت‌ها تنظیم می‌کنند

corporations benefit

شرکت‌ها سود می‌برند

corporations compete

شرکت‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند

corporations expand

شرکت‌ها گسترش می‌یابند

جملات نمونه

large corporations often face scrutiny from regulatory bodies.

شرکت‌های بزرگ اغلب با نظارت نهادهای نظارتی روبرو هستند.

many corporations are investing in renewable energy sources.

شرکت‌های زیادی در حال سرمایه‌گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر هستند.

corporations must comply with environmental regulations.

شرکت‌ها باید با مقررات زیست‌محیطی مطابقت داشته باشند.

the success of corporations depends on innovation and adaptation.

موفقیت شرکت‌ها به نوآوری و انطباق بستگی دارد.

multinational corporations operate in numerous countries.

شرکت‌های چندملیتی در چندین کشور فعالیت می‌کنند.

corporations are increasingly focused on corporate social responsibility.

شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای بر مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها متمرکز هستند.

small corporations can compete with larger ones in niche markets.

شرکت‌های کوچک می‌توانند در بازارهای خاص با شرکت‌های بزرگ‌تر رقابت کنند.

corporations often lobby governments to influence policy.

شرکت‌ها اغلب با دولت‌ها لابی می‌کنند تا بر سیاست‌ها تأثیر بگذارند.

the merger of these corporations created a global giant.

ادغام این شرکت‌ها یک غول جهانی ایجاد کرد.

corporations are facing challenges from disruptive technologies.

شرکت‌ها با چالش‌هایی از فناوری‌های مخرب روبرو هستند.

corporations use data analytics to improve decision-making.

شرکت‌ها از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای بهبود تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند.

corporations are responsible for the well-being of their employees.

شرکت‌ها مسئول رفاه کارکنان خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید