corsage

[ایالات متحده]/kɔː'sɑːʒ/
[بریتانیا]/kɔr'sɑʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته گل کوچک که بر روی سینه قرار می‌گیرد، معمولاً به لباس زنانه سنجاق می‌شود
Word Forms
جمعcorsages
شکل سوم شخص مفردcorsages

عبارات و ترکیب‌ها

prom corsage

گل آرایی رقص

floral corsage

گل آرایی

corsage pin

سنجاق گل آرایی

جملات نمونه

She wore a beautiful corsage on her prom night.

او یک سنجاق سینه زیبا در شب رقص دبیرستانی اش پوشید.

The bride's corsage matched perfectly with her wedding gown.

سنجاق سینه عروس به طور کامل با لباس عروسش مطابقت داشت.

He bought a corsage for his date to the formal event.

او یک سنجاق سینه برای تاریخش در رویداد رسمی خرید.

The florist created a custom corsage for the mother of the bride.

گل فروش یک سنجاق سینه سفارشی برای مادر عروس ایجاد کرد.

She pinned the corsage onto her dress before the ceremony.

او سنجاق سینه را قبل از مراسم روی لباسش سنجاق کرد.

The corsage added a touch of elegance to her outfit.

سنجاق سینه ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.

He surprised her with a corsage on their anniversary.

او با یک سنجاق سینه سالگرد آنها را غافلگیر کرد.

The corsage featured a delicate arrangement of roses and baby's breath.

سنجاق سینه شامل یک ترکیب ظریف از گل های رز و گل های کوچک بود.

She carefully preserved her corsage as a keepsake from the special occasion.

او با دقت سنجاق سینه خود را به عنوان یادگاری از آن مناسبت خاص حفظ کرد.

The corsage symbolized love and celebration at the wedding.

سنجاق سینه نماد عشق و جشن در عروسی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید