boutonniere

[ایالات متحده]/[bʊˈtoʊniər]/
[بریتانیا]/[buˈtoʊniər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گله کوچک یا یک شاخه گل که روی گوشی یا گردن گذاشته می‌شود؛ یک چسبنده زیورآلات کوچک برای یک کت یا یک جاکت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

boutonniere clip

کلیپ باتونیه

wearing a boutonniere

پوشیدن یک باتونیه

boutonniere flower

گل باتونیه

boutonniere style

سبک باتونیه

boutonniere arrangement

چیدمان باتونیه

boutonniere pin

پین باتونیه

boutonniere colors

رنگ‌های باتونیه

boutonniere design

طراحی باتونیه

boutonniere selection

انتخاب باتونیه

boutonniere details

جزئیات باتونیه

جملات نمونه

he carefully pinned a boutonniere to his lapel.

او با دقت یک باتونیه را روی گردن گیتی خود جا داد.

the bride's mother wore a beautiful boutonniere of roses.

مادر خروسه یک باتونیه زیبای گل گوجه فرنگی پوشید.

a simple boutonniere added a touch of elegance to his suit.

یک باتونیه ساده یک لمسه از ظرافت به پاکت او اضافه کرد.

the groom's boutonniere matched the bridesmaid's flowers.

باتونیه داماد با گل‌های دامادکش مطابقت داشت.

she admired the intricate boutonniere on his jacket.

او باتونیه پیچیده‌ای روی جاکت او را دوست داشت.

he purchased a fresh boutonniere for the wedding reception.

او یک باتونیه تازه برای جشن‌دیدار ازدواج خرید.

the boutonniere was a lovely complement to her formal dress.

باتونیه یک تکمیل زیبایی برای لباس رسمی او بود.

many grooms choose a boutonniere with a single flower.

بسیاری از دامادها یک باتونیه با یک گل را انتخاب می‌کنند.

he secured the boutonniere with a small pin.

او با یک گچ کوچک باتونیه را ثابت کرد.

the florist created a custom boutonniere for the event.

گیاه فروش یک باتونیه سفارشی برای رویداد ساخت.

a vibrant boutonniere brightened up his tuxedo.

یک باتونیه پر انرژی لباس سرکه‌ای او را روشن‌تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید