councilorships

[ایالات متحده]/ˈkaʊns(ə)ləʃɪps/
[بریتانیا]/ˈkaʊnsələrʃɪps/

ترجمه

n. موقعیت، رتبه یا سمت یک مشاور.

جملات نمونه

she won her first councilorship in the local elections.

او در انتخابات محلی به مقام اولیه خود دست یافت.

the councilorship term lasts for four years.

مدت مهلت مقام اولیه چهار سال است.

he decided to run for a councilorship despite the challenges.

او تصمیم گرفت با وجود چالش‌ها برای مقام اولیه نامزد شود.

throughout her councilorship, she focused on environmental issues.

در طول مقام اولیه‌اش، او روی مسائل محیط زیستی تمرکز کرد.

the councilorship comes with significant responsibilities.

مقام اولیه با مسئولیت‌های مهمی همراه است.

after losing the councilorship, he returned to private practice.

پس از از دست دادن مقام اولیه، او به فعالیت خصوصی بازگشت.

she was re-elected for her second councilorship.

او برای مقام اولیه دوم خود دوباره انتخاب شد.

the councilorship race was highly competitive this year.

مسابقه برای مقام اولیه این سال بسیار رقابتی بود.

his councilorship achievements were widely recognized.

انجازات مقام اولیه‌اش به طور گسترده شناخته شد.

during the councilorship, new policies were implemented.

در طول مقام اولیه، سیاست‌های جدید اجرا شدند.

the councilorship position requires dedication and hard work.

مقام اولیه نیاز به تعهد و کار سخت دارد.

many candidates are seeking the councilorship in the upcoming election.

بسیاری از نامزدها در انتخابات آینده برای مقام اولیه رقابت خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید