counterarguments

[ایالات متحده]/[ˈkaʊntəˌɑːɡəmənt]/
[بریتانیا]/[ˈkaʊntərˌɑːɡəmənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استدلالاتی که برای رد یا تناقض با یک استدلال دیگر استفاده می‌شوند؛ دلایل یا شواهدی که برای مخالفت با یک ادعا یا دیدگاه خاص ارائه می‌شوند؛ استدلالات متقابل

عبارات و ترکیب‌ها

counterarguments presented

استدلال‌های متقابل ارائه شده

addressing counterarguments

رسیدگی به استدلال‌های متقابل

strong counterarguments

استدلال‌های متقابل قوی

considering counterarguments

در نظر گرفتن استدلال‌های متقابل

refuting counterarguments

رد استدلال‌های متقابل

raising counterarguments

ارائه استدلال‌های متقابل

despite counterarguments

با وجود استدلال‌های متقابل

analyzing counterarguments

تجزیه و تحلیل استدلال‌های متقابل

presenting counterarguments

ارائه استدلال‌های متقابل

anticipating counterarguments

پیش‌بینی استدلال‌های متقابل

جملات نمونه

the speaker anticipated several counterarguments to his proposal.

سخنرانی پیش‌بینی می‌کرد که چندین استدلال مخالف برای پیشنهاد او وجود دارد.

we need to address potential counterarguments before launching the campaign.

ما باید قبل از شروع کمپین به استدلال‌های مخالف احتمالی رسیدگی کنیم.

the article effectively refuted common counterarguments to the theory.

مقاله به طور موثر استدلال‌های مخالف رایج با این نظریه را رد کرد.

understanding counterarguments is crucial for persuasive debate.

درک استدلال‌های مخالف برای بحث و گفتگوی متقاعدکننده بسیار مهم است.

the research paper explored various counterarguments to the existing data.

مقاله تحقیقاتی به بررسی استدلال‌های مخالف مختلف با داده‌های موجود پرداخت.

he acknowledged and responded to all anticipated counterarguments.

او به همه استدلال‌های مخالف پیش‌بینی‌شده اذعان کرد و به آنها پاسخ داد.

the lawyer skillfully presented counterarguments to the prosecution's case.

وکیل به طور ماهرانه استدلال‌های مخالف با پرونده دادستانی ارائه کرد.

it's important to consider counterarguments when evaluating a claim.

هنگام ارزیابی یک ادعا، در نظر گرفتن استدلال‌های مخالف مهم است.

the team prepared a detailed analysis of possible counterarguments.

تیم یک تحلیل دقیق از استدلال‌های مخالف احتمالی تهیه کرد.

ignoring counterarguments weakens the overall argument.

نادیده گرفتن استدلال‌های مخالف، استدلال کلی را تضعیف می‌کند.

she strengthened her position by dismantling potential counterarguments.

او با بی‌اثر کردن استدلال‌های مخالف احتمالی، جایگاه خود را تقویت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید