criticisms

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪsɪzəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز نارضایتی از کسی یا چیزی؛ عمل قضاوت درباره مزایا و معایب چیزی؛ ارزیابی‌ها یا نقدهای مکتوب

عبارات و ترکیب‌ها

constructive criticisms

نقد سازنده

harsh criticisms

نقد تند

valid criticisms

نقد معتبر

frequent criticisms

نقد مکرر

public criticisms

نقد علنی

negative criticisms

نقد منفی

common criticisms

نقد رایج

serious criticisms

نقد جدی

unfair criticisms

نقد غیرمنصفانه

loud criticisms

نقد بلند

جملات نمونه

the film received harsh criticisms from critics.

فیلم از سوی منتقدان با انتقادات تند مواجه شد.

his criticisms were constructive and aimed at improvement.

انتقادات او سازنده و با هدف بهبود بود.

she welcomed the criticisms as a way to grow.

او انتقادات را به عنوان راهی برای رشد پذیرفت.

there were a lot of criticisms regarding the new policy.

در مورد سیاست جدید انتقادات زیادی وجود داشت.

his criticisms of the project were well-received.

انتقادات او از پروژه به خوبی پذیرفته شد.

many people voiced their criticisms during the meeting.

بسیاری از افراد انتقادات خود را در طول جلسه بیان کردند.

criticisms can often lead to positive changes.

انتقادات اغلب می تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

she was not afraid to voice her criticisms publicly.

او از بیان انتقادات خود به صورت علنی نترسید.

his criticisms highlighted the flaws in the system.

انتقادات او نقاط ضعف سیستم را برجسته کرد.

constructive criticisms are essential for personal development.

انتقادات سازنده برای رشد شخصی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید