countercurrents

[ایالات متحده]/[ˈkaʊntəˌkʌrənt]/
[بریتانیا]/[ˈkaʊntərˌkʌrənt]/

ترجمه

n. جریان‌هایی که در جهت مخالف جریان دارند؛ یک سیستم یا فرآیند که در آن یک جریان توسط جریان دیگری مخالفت می‌شود؛ در یک مبدل حرارتی، روشی برای استفاده از جریان عکس جهتی به منظور افزایش کارایی

عبارات و ترکیب‌ها

countercurrents exist

جریان‌های مخالف وجود دارند

facing countercurrents

با جریان‌های مخالف مواجه هستیم

strong countercurrents

جریان‌های مخالف قوی

countercurrents challenge

چالش جریان‌های مخالف

experience countercurrents

تجربه جریان‌های مخالف

navigating countercurrents

نavigating جریان‌های مخالف

countercurrents impact

تأثیر جریان‌های مخالف

detecting countercurrents

تشخیص جریان‌های مخالف

avoid countercurrents

جلوگیری از جریان‌های مخالف

countercurrents shift

تغییر جریان‌های مخالف

جملات نمونه

the river's currents and countercurrents made navigation challenging.

جریان‌ها و جریان‌های معکوس رودخانه ناوبری را چالش‌برانگیز کرد.

despite the strong countercurrents, the swimmer persevered.

رغم جریان‌های معکوس قوی، نواج به دنبال پیروزی بود.

scientists are studying the ocean's complex countercurrents.

دانشمندان جریان‌های معکوس پیچیده اقیانوس را مورد مطالعه قرار می‌دهند.

the artist used swirling brushstrokes to depict the countercurrents in the water.

هنرمند از جریان‌های ناخالصی که در آب وجود دارد، با استفاده از جریان‌های رنگی نمایش داد.

the ship battled against powerful countercurrents throughout the voyage.

کشتی در تمام مسیر سفر با جریان‌های معکوس قوی مبارزه کرد.

understanding countercurrents is crucial for effective fishing strategies.

درک جریان‌های معکوس برای استراتژی‌های صید مؤثر ضروری است.

the data revealed unexpected countercurrents in the atmospheric patterns.

داده‌ها الگوهای جوی غیرمنتظره جریان‌های معکوس را نشان داد.

the diver carefully navigated the reef, aware of the countercurrents.

غواص به دقت از ریف عبور کرد و از جریان‌های معکوس آگاه بود.

the economic trends showed countercurrents to the overall growth.

رویکردهای اقتصادی جریان‌های معکوسی نسبت به رشد کلی نشان داد.

the political landscape was marked by strong countercurrents of opinion.

پرچم‌های سیاسی با جریان‌های قوی نظر متفق نبود.

the film explored the countercurrents of ambition and morality.

فیلم جریان‌های معکوسی از اشتیاق و اخلاق را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید