reversal

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːsl/
[بریتانیا]/rɪˈvɜːrsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معکوس
Word Forms
جمعreversals

عبارات و ترکیب‌ها

reversal of fortune

تغییر وضعیت

time reversal

برگشت زمان

reversal valve

شیر معکوس

flow reversal

معکوس جریان

polarity reversal

معکوس قطبیت

phase reversal

معکوس فاز

reversal process

فرآیند معکوس

جملات نمونه

a reversal of current trends

معکوس کردن روند فعلی

they agitated for a reversal of the decision.

آنها برای معکوس کردن تصمیم اعتراض کردند.

a dramatic reversal in population decline in the Alps.

بازگشت چشمگیر روند کاهش جمعیت در آلپ

That would be reversal of the order of host and guest.

این معکوس ترتیب میزبان و مهمان خواهد بود.

clearly, there have been disasters and reversals here.

واضح است که در اینجا فاجعه‌ها و معکوس‌هایی وجود داشته است.

a reversal by the House of Lords of the Court of Appeal's decision.

معکوس کردن تصمیم دادگاه تجدیدنظر توسط مجلس لردها

The results obtained show that airflow reversal of declensional ventilation is catastrophic and the reversal may occur even in higher quantity of ventilation airflow.

نتایج به دست آمده نشان می دهد که معکوس جریان هوا در تهویه شیب دار فاجعه بار است و این معکوس ممکن است حتی در مقدار بیشتری از جریان هوای تهویه رخ دهد.

This represents an apparent reversal of previous US policy.

این نشان دهنده یک معکوس ظاهری سیاست ایالات متحده قبلی است.

the champions suffered a League reversal at Gloucester last month.

قهرمانان در ماه گذشته یک معکوس لیگ در گلستربا شکست خوردند.

Some people looking after elderly parents have trouble with the role reversal involved.

برخی از افرادی که از والدین مسن مراقبت می کنند، با معکوس نقش مواجه هستند.

The company suffered a great reversal of fortunes when public taste changed.

شرکت با تغییر سلیقه عمومی دچار یک معکوس بزرگ در خوش شانسی شد.

As with any highflying stock, though, a few investors are actively betting on a reversal of fortune.

با این حال، همانطور که با هر سهام پرواز کننده، چند سرمایه گذار به طور فعالانه روی تغییر وضعیت شرط می گذارند.

(3) performance of contraceptive, birth control operations and reversal of vasoligation or tubal ligation;

انجام عمل‌های ضدبارداری، کنترل بارداری و معکوس کردن وازلIGATION یا پیوند لوله رحمی;

Industrial unrest and cheaper imports played their part in the company’s reversal of fortunes.

بی‌اعتمادی صنعتی و واردات ارزان‌تر نقش خود را در معکوس خوش شانسی شرکت ایفا کردند.

Two-way combustion method with normal and reversal combustion is a new type of practical technology, with which clean combustion of bitumite-moulded coal can be realized.

روش احتراق دوطرفه با احتراق معمولی و معکوس یک نوع فناوری عملی جدید است که با آن می‌توان احتراق تمیز زغال سنگ شکل‌دهی شده با بیوتومیت را محقق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید