covenantor

[ایالات متحده]/ˈkʌvənəˌtɔː/
[بریتانیا]/ˈkʌvənəˌtɔr/

ترجمه

n. طرفی که پیمان را اعطا می‌کند؛ طرفی که وارد پیمان می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

covenantor agreement

توافقنامه طرف متعهد

covenantor obligations

وظایف طرف متعهد

covenantor rights

حقوق طرف متعهد

covenantor default

نقض توسط طرف متعهد

covenantor liability

مسئولیت طرف متعهد

covenantor consent

رضایت طرف متعهد

covenantor notice

اطلاع رسانی به طرف متعهد

covenantor status

وضعیت طرف متعهد

covenantor role

نقش طرف متعهد

covenantor signature

امضای طرف متعهد

جملات نمونه

the covenantor must fulfill all obligations outlined in the contract.

عاهد باید تمام تعهدات ذکر شده در قرارداد را انجام دهد.

as a covenantor, you are responsible for the loan repayment.

به عنوان عاهد، شما مسئول بازپرداخت وام هستید.

the covenantor's signature is required for the agreement to be valid.

برای معتبر بودن توافق، امضای عاهد ضروری است.

it is important for the covenantor to understand the risks involved.

برای عاهد درک خطرات احتمالی مهم است.

the lender will assess the covenantor's creditworthiness.

لندن اعتبار سنجی عاهد را ارزیابی خواهد کرد.

the agreement stipulates the rights of the covenantor.

توافق حقوق عاهد را مشخص می کند.

a covenantor may need to provide collateral for the loan.

عاهد ممکن است نیاز به ارائه وثیقه برای وام داشته باشد.

the role of a covenantor can be crucial in financial transactions.

نقش یک عاهد می تواند در معاملات مالی بسیار مهم باشد.

before signing, the covenantor should review the terms carefully.

قبل از امضا، عاهد باید شرایط را به دقت بررسی کند.

many people act as a covenantor for family members.

بسیاری از افراد به عنوان عاهد برای اعضای خانواده عمل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید