grantee

[ایالات متحده]/ɡrænˈtiː/
[بریتانیا]/ɡrænˈti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی به او اعطا می‌شود؛ دریافت‌کننده یک کمک مالی
Word Forms
جمعgrantees

عبارات و ترکیب‌ها

grantee agreement

توافقنامه ذینفع

grantee obligations

الزامات ذینفع

grantee rights

حقوق ذینفع

grantee report

گزارش ذینفع

grantee funding

تامین مالی ذینفع

grantee selection

انتخاب ذینفع

grantee status

وضعیت ذینفع

grantee evaluation

ارزیابی ذینفع

grantee support

حمایت ذینفع

grantee compliance

انطباق ذینفع

جملات نمونه

the grantee must fulfill all the conditions of the grant.

بگیرنده باید تمام شرایط اعطا را برآورده کند.

the organization notified the grantee about the funding approval.

سازمان از تاییدیه بودجه به گیرنده اطلاع رساند.

each grantee is required to submit a progress report.

هر گیرنده باید یک گزارش پیشرفت ارائه دهد.

the grantee was selected based on their project proposal.

گیرنده بر اساس پیشنهاد پروژه خود انتخاب شد.

the contract outlines the responsibilities of the grantee.

قرارداد مسئولیت‌های گیرنده را مشخص می‌کند.

funding will be disbursed once the grantee signs the agreement.

بودجه پس از امضای قرارداد توسط گیرنده توزیع خواهد شد.

the grantee attended a workshop to enhance their skills.

گیرنده برای ارتقای مهارت‌های خود در یک کارگاه شرکت کرد.

it is essential for the grantee to maintain accurate records.

برای گیرنده حفظ سوابق دقیق ضروری است.

the grantee's final report was well received by the committee.

گزارش نهایی گیرنده با استقبال خوبی از سوی کمیته روبرو شد.

the grantee will collaborate with other organizations on this project.

گیرنده در این پروژه با سایر سازمان‌ها همکاری خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید