crackle

[ایالات متحده]/'kræk(ə)l/
[بریتانیا]/'krækl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری از صداهای کوچک و تیز
vt. ایجاد یک سری از صداهای کوچک و تیز
vi. ایجاد یک سری از صداهای کوچک و تیز؛ تشکیل ترک‌های کوچک
Word Forms
زمان گذشتهcrackled
جمعcrackles
قسمت سوم فعلcrackled
صفت یا فعل حال استمراریcrackling
شکل سوم شخص مفردcrackles

عبارات و ترکیب‌ها

crackling fire

آتش‌سوزی

crackle of thunder

صدای رعد

جملات نمونه

there was a crackle and a whine from the microphone.

صدایی خش خش‌دار و نال همراه با میکروفون وجود داشت.

the distant crackle of rifle fire

صدای خش خش دوردست آتش رگبار

A fire crackled on the hearth.

آتش در شومینه خش خش می‌کرد.

a book that crackles with humor.

کتابی که با طنز خش خش می‌کند.

The damp wood crackled and sparked.

چوب مرطوب خش خش کرد و جرقه زد.

the fire suddenly crackled and spat sparks.

ناگهان آتش خش خش کرد و جرقه زد.

It is an anthology that crackles with wit and wisdom.

این مجموعه‌ای است که با طنز و حکمت همراه است.

A log fire crackled in the fireplace.

آتش هیزمی در شومینه خش خش می‌کرد.

We heard the rapid crackle of automatic gunfire.

ما صدای خش خش سریع آتش خودکار را شنیدیم.

the bonfire crackled and flared up .

آتش‌افروزی صدا کرد و شعله‌ور شد.

this is a sad pass for a fixture which used to crackle with excitement.

این یک وضعیت غم انگیز برای یک وسیله است که زمانی با هیجان خش خش می‌کرد.

His cockpit speakers crackled. "There isn't a droid made that can outfly you, Master."

بلندگوهای کابینش صدا دادند. "هیچ رباتی وجود ندارد که بتواند شما را پشت سر بگذارد، استاد."

Chest auscultation usually reveals scattered to diffuse crackles and rhonchi.

گوش دادن به قفسه سینه معمولاً خش خش پراکنده تا منتشر و خروپف را نشان می دهد.

Washed up from afar this crackle brown lip shell pendant hangs from chocolate coloured faux suedette.

این صدف قهوه‌ای با لبه ترک خورده از دور شسته شده و روی بند طوسی شکل مصنوعی آویزان است.

The eggshells crackled, and the turkey babies fluttered and cheeped and snuggled against me.

پوست تخم مرغ ترک خورد و جوجه های گوشت در پرواز و جیک جیک و در کنار من پنهان شدند.

Air hole, burnthrough, cooapse and welding crackle occurred in the fixed overhead weld for aluminium and aluminium alloy tubes, above all the small-size thin wall tube.

سوراخ هوا، نفوذ، فروپاشی و خش خش جوش در جوش ثابت بالای سر برای لوله های آلومینیومی و آلیاژ آلومینیوم رخ داد، به ویژه لوله نازک با دیواره کوچک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید