crank

[ایالات متحده]/kræŋk/
[بریتانیا]/kræŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگیره‌ای که برای کار کردن یک مکانیزم چرخانده می‌شود
adj. به راحتی تحریک‌پذیر یا ناراحت
vt. با یک دسته چرخشی تطبیق دادن
Word Forms
زمان گذشتهcranked
صفت یا فعل حال استمراریcranking
شکل سوم شخص مفردcranks
قسمت سوم فعلcranked
جمعcranks

عبارات و ترکیب‌ها

crankshaft

ورن پل

cranky behavior

رفتار بداخلاق

crank shaft

ورنه

crank mechanism

مکانیزم میل لنگ

crank angle

زاویه میل لنگ

crank out

بیرون آوردن

crank up

افزایش

crank pin

پین میل لنگ

crank arm

بازوی میل لنگ

crank pulley

چرخ میل لنگ

crank case

بدنه میل لنگ

hand crank

میل لنگ دستی

crank gear

چرخ دنده میل لنگ

جملات نمونه

she had a crank on the line.

او یک میل‌گرد روی خط داشت.

crank shaft impulse neutralizer

خنثی‌کننده ضربه میل‌گرد

a crank letter; a crank phone call.

یک نامه میل‌گرد؛ یک تماس تلفنی میل‌گرد.

the volume is cranked up a notch.

حجم یک درجه افزایش یافته است.

he's been cranking up on smack.

او در حال افزایش مصرف هروئین است.

The propeller will windmill and crank the engine.

ملخ به صورت چرخشی کار می‌کند و موتور را به حرکت در می‌آورد.

He was called a crank at first.

ابتدا او را عجیب و غریب صدا زدند.

cranks up the sound on the stereo.

صدای استریو را زیاد می‌کند.

It’s time to crank up the air conditioning.

وقت آن است که کولر را زیاد کنید.

an army of researchers cranked out worthy studies.

ارتش محققان مطالعات ارزشمندی منتشر کردند.

The river flows cranking into the village.

رودخانه با چرخش وارد روستا می‌شود.

The cranker-worms upon the passers-by,

کرم‌های میل‌گرد بر روی رهگذران.

cranks out memo after memo.

به طور مداوم یادداشت منتشر می‌کند.

cranked up a massive publicity campaign.

یک کمپین تبلیغاتی بزرگ راه‌اندازی کرد.

My car's so old that I have to crank it up on cold mornings.

ماشین من آنقدر قدیمی است که باید آن را در صبح‌های سرد به دست راه اندازی کنم.

Set the spaetzle maker over the pot.Scoop the batter in and crank the handle to have the button-shaped spaetzle fall into the boiling water.

دستگاه درست کردن اسپاٹزل را روی قابلمه قرار دهید. خمیر را داخل آن بریزید و دستگیره را بچرخانید تا اسپاٹزل به شکل دکمه در آب جوش بریزد.

The crank and connecting rod mechanism (CCRM) is often used in automatization machineries.It can transform circumrotation movement into to-and-fro beeline movement.

مکانیسم میل لنگ و راد اتصال (CCRM) اغلب در ماشین‌آلات خودکار استفاده می‌شود. این می‌تواند حرکت چرخشی را به حرکت رفت و برگشتی تبدیل کند.

Abstract Objective: To investigate the reliability of an one-arm crank ergometry protocol used for exercise test for patients with hemiplegia.

چکیده هدف: بررسی قابلیت اطمینان از یک پروتکل ارگونومتری یک‌طرفه میل‌گرد مورد استفاده برای تست ورزش برای بیماران مبتلا به فلج نیمه.

نمونه‌های واقعی

Abu Raja grabbed the receiver and turned the crank forcefully.

ابو raja گیرنده را گرفت و میل لنگ را با زور چرخاند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

The crank shaft rotates, the crank shaft goes to the transmission.

ورنک شفت می چرخد، ورنک شفت به سمت گیرنده می رود.

منبع: Connection Magazine

We offer like cycling experiences with bikes that you crank with your arms.

ما تجربیات دوچرخه سواری مانند دوچرخه هایی که با دست های خود چرخ می کنید ارائه می دهیم.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

I thought you said all I had to do was turn the crank.

فکر کردم شما گفتید که فقط باید میل لنگ را بچرخانم.

منبع: Lost Girl Season 2

Well of course, we should then crank up the number of layers some more!

خب البته، باید تعداد لایه ها را بیشتر افزایش دهیم!

منبع: Two-Minute Paper

I turned and ran for my life while Osa cranked away with a will.

من برگشتم و برای نجات جانم دویدم در حالی که Osa با اراده میل لنگ را می چرخاند.

منبع: American Elementary School English 6

He placed the little hand mill on the table, and began to turn the crank.

او آسیاب دستی کوچک را روی میز گذاشت و شروع به چرخاندن میل لنگ کرد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

So remember -- a crank a day is not nearly enough.

بنابراین به یاد داشته باشید - یک میل لنگ در روز به اندازه کافی نیست.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Cranking up the heat must have dried it up and shrunk it!

افزایش گرما احتمالاً آن را خشک و کوچک کرده است!

منبع: Modern Family Season 6

And crank up the thermostatall the way.

و ترموستات را تا انتها بالا بیاورید.

منبع: Ugly Betty Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید