crawfish

[ایالات متحده]/ˈkrɔːfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈkrɔːfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سخت‌پوست کوچک آب شیرین، که به نام‌های خرچنگ‌ماهی یا کراوداد نیز شناخته می‌شود
vi. (آمریکا، غیررسمی) به عقب‌نشینی کردن یا کنار کشیدن؛ به عقب‌نشینی کردن یا خارج شدن

عبارات و ترکیب‌ها

crawfish boil

حراج خرچنگ

crawfish season

فصل خرچنگ

crawfish étouffée

اتوفه خرچنگ

crawfish festival

جشنواره خرچنگ

crawfish tails

دم خرچنگ

crawfish trap

تله خرچنگ

crawfish dish

غذای خرچنگ

crawfish pie

پای خرچنگ

crawfish gumbo

گامبو خرچنگ

crawfish rice

برنج خرچنگ

جملات نمونه

we enjoyed a delicious crawfish boil at the party.

ما از یک غذای خوشمزه لابستر در مهمانی لذت بردیم.

crawfish are often used in southern cuisine.

لابسترها اغلب در آشپزی جنوبی استفاده می‌شوند.

she ordered a plate of spicy crawfish for dinner.

او یک بشقاب لابستر تند برای شام سفارش داد.

we caught crawfish in the river during our camping trip.

ما در طول سفر کمپینگ خود لابسترها را در رودخانه گرفتیم.

many people enjoy eating crawfish during the spring season.

بسیاری از مردم از خوردن لابستر در فصل بهار لذت می‌برند.

crawfish are a popular delicacy in louisiana.

لابسترها غذای خوشمزه محبوبی در لوئیزیانا هستند.

he taught me how to peel crawfish properly.

او به من یاد داد که چگونه لابستر را به درستی پوست بگیریم.

we had a crawfish festival in our town last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک جشنواره لابستر در شهر خود داشتیم.

my favorite dish is crawfish étouffée.

غذای مورد علاقه من غذای لابستر اتوفه است.

they serve crawfish in various styles at the restaurant.

آنها لابستر را به روش های مختلف در رستوران سرو می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید