creases

[ایالات متحده]/[kriːz]/
[بریتانیا]/[kriːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطوطی روی یک سطح ناشی از تا شدن یا فشار دادن مکرر؛ نشانه ای از نگرانی یا پیری روی صورت
v. ایجاد خطوطی روی یک سطح با تا کردن یا فشار دادن؛ نگران یا مضطرب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

forehead creases

چین‌های پیشانی

creases appear

ظهور چین‌ها

iron out creases

صاف کردن چین‌ها

creases around

چین‌های اطراف

creased shirt

پیراهن چروکیده

creases deepen

تشدید چین‌ها

creases vanish

ناپدید شدن چین‌ها

creases formed

تشکیل چین‌ها

creases soften

نرم شدن چین‌ها

creases line

چین‌های خطی

جملات نمونه

her forehead was marked with worry creases.

پیشانی‌اش با خطوط نگرانی مشخص شده بود.

he smoothed out the creases in his shirt.

او چین‌های پیراهنش را صاف کرد.

the old map was full of deep creases.

نقشه‌ی قدیمی پر از چین‌های عمیق بود.

she noticed the faint creases around his eyes.

او متوجه چین‌های کمرنگ اطراف چشمانش شد.

ironing removes creases from fabric.

اتو کردن چین‌ها را از پارچه پاک می‌کند.

the curtains were hanging with numerous creases.

پرده‌ها با چین‌های متعدد آویزان بودند.

he carefully folded the paper to avoid creases.

او با دقت کاغذ را تا کرد تا از ایجاد چین جلوگیری کند.

the fabric had a tendency to develop creases.

پارچه تمایلی به ایجاد چین داشت.

she used a steamer to remove the stubborn creases.

او از بخار برای از بین بردن چین‌های سرسخت استفاده کرد.

the paper was creased and crumpled.

کاغذ چروکیده و مچاله شده بود.

he ironed out the creases in the tablecloth.

او چین‌های پارچه سفره را اتو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید