credulous

[ایالات متحده]/ˈkredjələs/
[بریتانیا]/ˈkredʒələs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی باور کننده؛ ساده لوح

جملات نمونه

the conscience of the credulous prince was directed by saints and bishops.

وجدان شاهزاده ساده‌لوح تحت تأثیر قدیسان و اسقف‌ها قرار داشت.

You must be credulous if she fooled you with that story.

اگر او شما را با آن داستان فریباند، شما باید ساده‌لوح باشید.

Mary is so credulous that she may readily accept any excuse you make.

مری آنقدر ساده‌لوح است که ممکن است هر بهانه‌ای که شما مطرح می‌کنید را به راحتی بپذیرد.

Many scams target credulous individuals.

کلاهبرداری‌های زیادی افراد ساده‌لوح را هدف قرار می‌دهند.

She was so credulous that she believed everything she was told.

او آنقدر ساده‌لوح بود که همه چیزهایی که به او گفته می‌شد را باور می‌کرد.

Credulous people are more likely to fall for fake news.

افراد ساده‌لوح بیشتر احتمال دارد که در دام اخبار جعلی بیفتند.

His credulous nature made him an easy target for con artists.

طبع ساده‌لوح او باعث شد که هدف آسانی برای کلاهبرداران باشد.

The salesman took advantage of the credulous customer.

فروشنده از ساده‌لوحی مشتری سوء استفاده کرد.

Credulous individuals are often deceived by smooth talkers.

افراد ساده‌لوح اغلب توسط خوش‌گویان فریب می‌خورند.

Being credulous can lead to financial losses.

ساده‌لوح بودن می‌تواند منجر به ضرر مالی شود.

Don't be too credulous when receiving unsolicited emails asking for personal information.

هنگام دریافت ایمیل‌های ناخواسته که درخواست اطلاعات شخصی می‌کنند، بیش از حد ساده‌لوح نباشید.

Her credulous attitude towards strangers put her in a dangerous situation.

نگاه ساده‌لوحانه او به غریبه‌ها او را در موقعیت خطرناکی قرار داد.

Credulousness can be a hindrance in critical thinking.

ساده‌لوحی می‌تواند مانعی در تفکر انتقادی باشد.

نمونه‌های واقعی

We are less credulous than we used to be.

ما دیگر به اندازه گذشته ساده‌لوح نیستیم.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Because the government could say nothing about this, the UFO theories seemed almost credulous.

از آنجایی که دولت نمی‌توانست در این مورد چیزی بگوید، نظریه‌های مربوط به UFO تقریباً به نظر ساده‌لوحانه می‌رسیدند.

منبع: World Atlas of Wonders

And so it happened that Adam was at once penetrating and credulous.

و اینگونه اتفاق افتاد که آدام همزمان نافذ و ساده‌لوح بود.

منبع: Adam Bede (Part One)

" Well, he—he lived in a more credulous age—a more religious age" .

«خب، او در دوره‌ای ساده‌لوح‌تر و مذهبی‌تر زندگی می‌کرد.»

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

He was not so credulous as to believe that this savage ape-man would have any compunctions about slaying him.

او آنقدر ساده‌لوح نبود که باور کند این مرد میمون وحشی هیچگونه احساس گناهی در مورد کشتن او نخواهد داشت.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

Theodore amused himself with retailing to the credulous Nuns for truths all the strange stories which his imagination could invent.

تئودور از تعریف کردن داستان‌های عجیب و غریب که ذهن او می‌توانست تصور کند، برای راهبه‌های ساده‌لوح که آن‌ها را به عنوان حقیقت می‌پذیرفتند، لذت می‌برد.

منبع: Monk (Part 2)

He threw out biting remarks on Lydgate's tricks, worthy only of a quack, to get himself a factitious reputation with credulous people.

او با لحنی گزنده در مورد حقه بازی‌های لیدگیت، که فقط شایسته یک دغل‌باز بود، اظهارنظرهایی کرد تا بتواند با مردم ساده‌لوح شهرتی ساختگی برای خود به دست آورد.

منبع: Middlemarch (Part Two)

Famous atheists mocked them and then capitulated themselves to the mysteries of the spirit world: like Annie Besant, a social reformer who ended up as a credulous theosophist.

ملحدان مشهور آن‌ها را مسخره می‌کردند و سپس خودشان در برابر اسرار دنیای ارواح تسلیم شدند: مانند آنی بسنت، یک اصلاح‌گر اجتماعی که در نهایت به یک طرفدار ساده‌لوح تئوسوفی تبدیل شد.

منبع: The Economist - Arts

The old Man fortunately was credulous and incurious: He believed all I said, and sought to know no more than what I thought proper to tell him.

خوشبختانه، آن مرد پیر ساده‌لوح و بی‌حس بود: او به همه چیزهایی که می‌گفتم باور داشت و نمی‌خواست چیزی بداند جز آنچه برایش مناسب بود که به او بگویم.

منبع: Monk (Part 1)

Lacy deftly tiptoes the line between Maryk being honorable and credulous, and Clarke bristles as Greenwald, who's irked that in order to save Maryk, he'll need to destroy Queeg.

لسی با مهارت در لبه‌ی تیغ بین شرافتمند و ساده‌لوح بودن مریوک و کلارک که از گرینوالد عصبانی است، قدم می‌گذارد، زیرا برای نجات مریوک، او باید کوئگ را نابود کند.

منبع: Fresh air

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید