trustful

[ایالات متحده]/ˈtrʌstfəl/
[بریتانیا]/ˈtrʌstfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی اعتماد کننده؛ متمایل به باور دیگران؛ به طور کامل به دیگران وابسته

عبارات و ترکیب‌ها

trustful relationship

رابطه قابل اعتماد

trustful friend

دوست قابل اعتماد

trustful environment

محیط قابل اعتماد

trustful communication

ارتباط قابل اعتماد

trustful partnership

همکاری قابل اعتماد

trustful attitude

نگرش قابل اعتماد

trustful exchange

تبادل قابل اعتماد

trustful team

تیم قابل اعتماد

trustful leader

رهبر قابل اعتماد

trustful dialogue

گفتگوی قابل اعتماد

جملات نمونه

she is a trustful friend who always supports me.

او یک دوست قابل اعتماد است که همیشه از من حمایت می کند.

building a trustful relationship takes time and effort.

ایجاد یک رابطه قابل اعتماد زمان و تلاش می برد.

he has a trustful demeanor that puts others at ease.

او رفتاری دارد که باعث می شود دیگران احساس آرامش کنند.

trustful communication is key to resolving conflicts.

ارتباط قابل اعتماد کلید حل اختلافات است.

in a trustful environment, people are more productive.

در یک محیط قابل اعتماد، مردم سازنده تر هستند.

she always gives trustful advice based on her experience.

او همیشه مشاوره‌های قابل اعتماد را بر اساس تجربه خود ارائه می‌دهد.

we need to create a trustful atmosphere for our team.

ما باید فضایی قابل اعتماد برای تیم خود ایجاد کنیم.

trustful leaders inspire confidence in their followers.

رهبران قابل اعتماد اعتماد به نفس را در پیروان خود ایجاد می کنند.

he is known for being a trustful source of information.

او به خاطر یک منبع اطلاعاتی قابل اعتماد شناخته می شود.

establishing a trustful bond with clients is essential.

ایجاد یک پیوند قابل اعتماد با مشتریان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید