trustful relationship
رابطه قابل اعتماد
trustful friend
دوست قابل اعتماد
trustful environment
محیط قابل اعتماد
trustful communication
ارتباط قابل اعتماد
trustful partnership
همکاری قابل اعتماد
trustful attitude
نگرش قابل اعتماد
trustful exchange
تبادل قابل اعتماد
trustful team
تیم قابل اعتماد
trustful leader
رهبر قابل اعتماد
trustful dialogue
گفتگوی قابل اعتماد
she is a trustful friend who always supports me.
او یک دوست قابل اعتماد است که همیشه از من حمایت می کند.
building a trustful relationship takes time and effort.
ایجاد یک رابطه قابل اعتماد زمان و تلاش می برد.
he has a trustful demeanor that puts others at ease.
او رفتاری دارد که باعث می شود دیگران احساس آرامش کنند.
trustful communication is key to resolving conflicts.
ارتباط قابل اعتماد کلید حل اختلافات است.
in a trustful environment, people are more productive.
در یک محیط قابل اعتماد، مردم سازنده تر هستند.
she always gives trustful advice based on her experience.
او همیشه مشاورههای قابل اعتماد را بر اساس تجربه خود ارائه میدهد.
we need to create a trustful atmosphere for our team.
ما باید فضایی قابل اعتماد برای تیم خود ایجاد کنیم.
trustful leaders inspire confidence in their followers.
رهبران قابل اعتماد اعتماد به نفس را در پیروان خود ایجاد می کنند.
he is known for being a trustful source of information.
او به خاطر یک منبع اطلاعاتی قابل اعتماد شناخته می شود.
establishing a trustful bond with clients is essential.
ایجاد یک پیوند قابل اعتماد با مشتریان ضروری است.
trustful relationship
رابطه قابل اعتماد
trustful friend
دوست قابل اعتماد
trustful environment
محیط قابل اعتماد
trustful communication
ارتباط قابل اعتماد
trustful partnership
همکاری قابل اعتماد
trustful attitude
نگرش قابل اعتماد
trustful exchange
تبادل قابل اعتماد
trustful team
تیم قابل اعتماد
trustful leader
رهبر قابل اعتماد
trustful dialogue
گفتگوی قابل اعتماد
she is a trustful friend who always supports me.
او یک دوست قابل اعتماد است که همیشه از من حمایت می کند.
building a trustful relationship takes time and effort.
ایجاد یک رابطه قابل اعتماد زمان و تلاش می برد.
he has a trustful demeanor that puts others at ease.
او رفتاری دارد که باعث می شود دیگران احساس آرامش کنند.
trustful communication is key to resolving conflicts.
ارتباط قابل اعتماد کلید حل اختلافات است.
in a trustful environment, people are more productive.
در یک محیط قابل اعتماد، مردم سازنده تر هستند.
she always gives trustful advice based on her experience.
او همیشه مشاورههای قابل اعتماد را بر اساس تجربه خود ارائه میدهد.
we need to create a trustful atmosphere for our team.
ما باید فضایی قابل اعتماد برای تیم خود ایجاد کنیم.
trustful leaders inspire confidence in their followers.
رهبران قابل اعتماد اعتماد به نفس را در پیروان خود ایجاد می کنند.
he is known for being a trustful source of information.
او به خاطر یک منبع اطلاعاتی قابل اعتماد شناخته می شود.
establishing a trustful bond with clients is essential.
ایجاد یک پیوند قابل اعتماد با مشتریان ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید