creepy behavior
رفتار عجیب
creep deformation
اعوجاج خزنده
creep test
آزمایش خزنده
creep resistance
مقاومت خزنده
creep damage
آسیب خزنده
creep in
وارد شدن خزنده
creep rupture
پارگی خزنده
creep properties
خواص خزنده
high temperature creep
خزنده در دمای بالا
creep compliance
رعایت خزنده
creep up
بالا رفتن خزنده
creep feed
تغذیه خزنده
creep rate
نرخ خزنده
creep strength
مقاومت خزنده
creep down
پایین آمدن خزنده
creep fatigue
خستگی خزنده
Traffic creeps at that hour.
ترافیک در آن ساعت به آرامی حرکت میکند.
they were taught how to creep up on an enemy.
به آنها آموزش داده شد که چگونه به آرامی به دشمن نزدیک شوند.
the fog was creeping up from the marsh.
مه دوغ از مرداب بالا میآمد.
an attempt to prevent this slow creep of costs.
تلاشی برای جلوگیری از افزایش تدریجی هزینهها.
she felt a sentimental attachment to the place creep over her.
او احساس وابستگی عاطفی به آن مکان کرد که به آرامی بر او غلبه کرد.
Old age creeps upon one unawares.
پیری به آرامی و ناگهانی بر انسان فرود میآید.
, creep, viscoplasticity, etc.) or transient load steps only.
, خزیدن، ویسکوپلاستیسیته و غیره) یا فقط مراحل بار گذرا.
I heard my landlady creeping stealthily up to my door.
شنیدم که موجهدار به آرامی به سمت در من میآید.
don't call me a charlatan, you miserable old creep!.
به من نگویید دغلباز، ای پیرمرد بدبخت!
I had a queer sensation as if a worm was creeping down my spine.
احساس عجیبی داشتم انگار کرمی در امتداد ستونم در حال خزیدن است.
He would creep up behind people and scare the pants off them.
او از پشت سر مردم به آرامی نزدیک میشد و آنها را میترساند.
You gave me quite a turn, creeping up on me like that!
با این حال که به آرامی به من نزدیک شدی، ترسیدم!
oil or flavoring obtained from the creeping wintergreen or teaberry plant.
روغن یا طعمدهنده به دست آمده از گیاه زمستانگر یا چایبرگ خزنده.
Herblike shrubs, perennial, with vertical stem and creeping rhizomes.
بوتههای علفی، چند ساله، با ساقه عمودی و ریشه های خزنده.
Anorexia can creep up on young girls when they least expect it.
بیاشتهایی عصبی میتواند به طور ناگهانی در دختران جوان زمانی که انتظار آن را ندارند، بروز کند.
interest rates have been creeping up in the past few weeks.
نرخ بهره در هفتههای گذشته به آرامی در حال افزایش بوده است.
But jerked suddenly awake as they crept nearer.
اما ناگهان از خواب بیدار شد، زیرا آنها نزدیکتر خزیدند.
منبع: All-Star Read "Harry Potter" CollectionOr you could say, That guy gives me the creeps.
یا شاید بتوانید بگویید، آن مرد به من احساس ناراحتی می دهد.
منبع: VOA Special June 2018 CollectionI mean, you're creeping up to it.
منظورم این است که شما در حال نزدیک شدن به آن هستید.
منبع: Modern Family Season 6Today we want to give you the creeps!
امروز می خواهیم به شما احساس ناراحتی بدهیم!
منبع: BBC Authentic EnglishThose are the times when it creeps in.
آن زمان هایی است که به آرامی رخنه می کند.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthAnd this body is super creeping me out.
و این بدن من را خیلی ناراحت می کند.
منبع: English little tyrantNo one noticed the boy as he crept off.
هیچ کس متوجه نشد که پسر بچه در حال دور شدن است.
منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)Did they find the creep who put them up?
آیا آنها آن شخص ناراحت کننده ای را که آنها را به آنجا برده بود، پیدا کردند؟
منبع: Out of Control Season 3And i'm betting you love creep mode.
و شرط می بندم که عاشق حالت ناراحت کننده هستید.
منبع: Popular Western Gold SongsThey resist lifestyle creep, the tendency to spend more whenever one earns more.
آنها مقاومت در برابر افزایش سبک زندگی، تمایل به خرج کردن بیشتر در هر زمان که درآمد بیشتری کسب می کنند، را انجام می دهند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)creepy behavior
رفتار عجیب
creep deformation
اعوجاج خزنده
creep test
آزمایش خزنده
creep resistance
مقاومت خزنده
creep damage
آسیب خزنده
creep in
وارد شدن خزنده
creep rupture
پارگی خزنده
creep properties
خواص خزنده
high temperature creep
خزنده در دمای بالا
creep compliance
رعایت خزنده
creep up
بالا رفتن خزنده
creep feed
تغذیه خزنده
creep rate
نرخ خزنده
creep strength
مقاومت خزنده
creep down
پایین آمدن خزنده
creep fatigue
خستگی خزنده
Traffic creeps at that hour.
ترافیک در آن ساعت به آرامی حرکت میکند.
they were taught how to creep up on an enemy.
به آنها آموزش داده شد که چگونه به آرامی به دشمن نزدیک شوند.
the fog was creeping up from the marsh.
مه دوغ از مرداب بالا میآمد.
an attempt to prevent this slow creep of costs.
تلاشی برای جلوگیری از افزایش تدریجی هزینهها.
she felt a sentimental attachment to the place creep over her.
او احساس وابستگی عاطفی به آن مکان کرد که به آرامی بر او غلبه کرد.
Old age creeps upon one unawares.
پیری به آرامی و ناگهانی بر انسان فرود میآید.
, creep, viscoplasticity, etc.) or transient load steps only.
, خزیدن، ویسکوپلاستیسیته و غیره) یا فقط مراحل بار گذرا.
I heard my landlady creeping stealthily up to my door.
شنیدم که موجهدار به آرامی به سمت در من میآید.
don't call me a charlatan, you miserable old creep!.
به من نگویید دغلباز، ای پیرمرد بدبخت!
I had a queer sensation as if a worm was creeping down my spine.
احساس عجیبی داشتم انگار کرمی در امتداد ستونم در حال خزیدن است.
He would creep up behind people and scare the pants off them.
او از پشت سر مردم به آرامی نزدیک میشد و آنها را میترساند.
You gave me quite a turn, creeping up on me like that!
با این حال که به آرامی به من نزدیک شدی، ترسیدم!
oil or flavoring obtained from the creeping wintergreen or teaberry plant.
روغن یا طعمدهنده به دست آمده از گیاه زمستانگر یا چایبرگ خزنده.
Herblike shrubs, perennial, with vertical stem and creeping rhizomes.
بوتههای علفی، چند ساله، با ساقه عمودی و ریشه های خزنده.
Anorexia can creep up on young girls when they least expect it.
بیاشتهایی عصبی میتواند به طور ناگهانی در دختران جوان زمانی که انتظار آن را ندارند، بروز کند.
interest rates have been creeping up in the past few weeks.
نرخ بهره در هفتههای گذشته به آرامی در حال افزایش بوده است.
But jerked suddenly awake as they crept nearer.
اما ناگهان از خواب بیدار شد، زیرا آنها نزدیکتر خزیدند.
منبع: All-Star Read "Harry Potter" CollectionOr you could say, That guy gives me the creeps.
یا شاید بتوانید بگویید، آن مرد به من احساس ناراحتی می دهد.
منبع: VOA Special June 2018 CollectionI mean, you're creeping up to it.
منظورم این است که شما در حال نزدیک شدن به آن هستید.
منبع: Modern Family Season 6Today we want to give you the creeps!
امروز می خواهیم به شما احساس ناراحتی بدهیم!
منبع: BBC Authentic EnglishThose are the times when it creeps in.
آن زمان هایی است که به آرامی رخنه می کند.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthAnd this body is super creeping me out.
و این بدن من را خیلی ناراحت می کند.
منبع: English little tyrantNo one noticed the boy as he crept off.
هیچ کس متوجه نشد که پسر بچه در حال دور شدن است.
منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)Did they find the creep who put them up?
آیا آنها آن شخص ناراحت کننده ای را که آنها را به آنجا برده بود، پیدا کردند؟
منبع: Out of Control Season 3And i'm betting you love creep mode.
و شرط می بندم که عاشق حالت ناراحت کننده هستید.
منبع: Popular Western Gold SongsThey resist lifestyle creep, the tendency to spend more whenever one earns more.
آنها مقاومت در برابر افزایش سبک زندگی، تمایل به خرج کردن بیشتر در هر زمان که درآمد بیشتری کسب می کنند، را انجام می دهند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید