crept

[ایالات متحده]/krɛpt/
[بریتانیا]/krɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل خزش

عبارات و ترکیب‌ها

crept up

بالا رفتن

crept in

وارد شدن

crept away

دور شدن

crept back

بازگشتن

crept out

بیرون رفتن

crept along

همراه شدن

crept forward

به جلو رفتن

crept slowly

به آرامی خزیدن

crept quietly

به طور پنهانی خزیدن

crept silently

به طور بی‌صدا خزیدن

جملات نمونه

the cat crept silently through the grass.

گربه به آرامی و بی‌صدا از میان علف‌ها عبور کرد.

fear crept into her heart as she heard the noise.

با شنیدن صدا، ترس در قلب او نفوذ کرد.

he crept up behind her to surprise her.

او برای غافلگیر کردنش، از پشت سر او به آرامی نزدیک شد.

the fog crept in as night fell.

با پایین آمدن شب، مه شروع به نفوذ کرد.

time crept by slowly during the lecture.

در طول سخنرانی، زمان به آرامی سپری شد.

she crept into bed, trying not to wake anyone.

او به آرامی به رختخواب رفت و سعی کرد کسی را از خواب بیدار نکند.

a sense of dread crept over him as he entered the room.

با ورود به اتاق، احساسی از وحشت بر او غلبه کرد.

the children crept out of the house to play.

کودکان برای بازی از خانه بیرون خزیدند.

she felt a smile creeping onto her face.

او احساس کرد لبخندی بر لبانش نقش بسته است.

he crept forward to get a better view.

او برای دیدن بهتر جلو خزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید