crimes against humanity
جرایم علیه بشریت
serious crimes
جرایم جدی
committing crimes
انجام جرم
white-collar crimes
جرایم یقهسفید
cyber crimes
جرایم سایبری
crimes scene
محل جرم
crimes rate
نرخ جرم
preventing crimes
جلوگیری از جرم
crimes wave
موج جرم
crimes bill
قانون جرم
the city is struggling with a rise in violent crimes.
شهر با افزایش جرایم خشونتآمیز دست و پنجه نرم میکند.
he was arrested for committing several serious crimes.
او به اتهام ارتکاب چندین جرم جدی دستگیر شد.
the police are investigating a series of property crimes.
پلیس در حال تحقیق در مورد مجموعهای از جرایم اموال است.
cybercrimes are becoming an increasingly significant problem.
جرایم سایبری به یک مشکل فزاینده تبدیل شدهاند.
the new law aims to deter white-collar crimes.
قانون جدید با هدف بازدارندگی از جرایم یقهآبی است.
witnesses reported seeing several crimes occur downtown.
شهود گزارش دادند که چندین جرم در مرکز شهر رخ داده است.
he pleaded guilty to committing minor crimes.
او به ارتکاب جرایم جزئی اعتراف کرد.
the court heard evidence related to organized crimes.
دادگاه شواهدی مربوط به جرایم سازمانیافته را شنید.
preventing crimes is a top priority for the police.
جلوگیری از جرم اولویت اصلی پلیس است.
the rise in crimes has sparked public concern.
افزایش جرایم نگرانی عمومی را برانگیخته است.
he served a lengthy sentence for his crimes.
او برای جرایم خود مدتی طولانی در زندان بود.
crimes against humanity
جرایم علیه بشریت
serious crimes
جرایم جدی
committing crimes
انجام جرم
white-collar crimes
جرایم یقهسفید
cyber crimes
جرایم سایبری
crimes scene
محل جرم
crimes rate
نرخ جرم
preventing crimes
جلوگیری از جرم
crimes wave
موج جرم
crimes bill
قانون جرم
the city is struggling with a rise in violent crimes.
شهر با افزایش جرایم خشونتآمیز دست و پنجه نرم میکند.
he was arrested for committing several serious crimes.
او به اتهام ارتکاب چندین جرم جدی دستگیر شد.
the police are investigating a series of property crimes.
پلیس در حال تحقیق در مورد مجموعهای از جرایم اموال است.
cybercrimes are becoming an increasingly significant problem.
جرایم سایبری به یک مشکل فزاینده تبدیل شدهاند.
the new law aims to deter white-collar crimes.
قانون جدید با هدف بازدارندگی از جرایم یقهآبی است.
witnesses reported seeing several crimes occur downtown.
شهود گزارش دادند که چندین جرم در مرکز شهر رخ داده است.
he pleaded guilty to committing minor crimes.
او به ارتکاب جرایم جزئی اعتراف کرد.
the court heard evidence related to organized crimes.
دادگاه شواهدی مربوط به جرایم سازمانیافته را شنید.
preventing crimes is a top priority for the police.
جلوگیری از جرم اولویت اصلی پلیس است.
the rise in crimes has sparked public concern.
افزایش جرایم نگرانی عمومی را برانگیخته است.
he served a lengthy sentence for his crimes.
او برای جرایم خود مدتی طولانی در زندان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید