criminality

[ایالات متحده]/ˌkrɪmɪ'nælɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌkrɪmɪ'næləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس گناه، جرم، رفتار جنایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gang criminality

جنایتکاری گروهی

youth criminality

جنایتکاری جوانان

organized criminality

جنایتکاری سازمان‌یافته

جملات نمونه

the issues connected with female criminality .

مسائل مرتبط با جرم و جنایت زنان.

The government is cracking down on criminality in the city.

دولت در حال سرکوب شدید جنایتکاری در شهر است.

High levels of poverty can sometimes lead to increased criminality.

سطح بالای فقر گاهی اوقات می تواند منجر به افزایش جنایتکاری شود.

The police are working tirelessly to reduce criminality in the area.

پلیس برای کاهش جنایتکاری در این منطقه به طور خستگی ناپذیر کار می کند.

There is a correlation between drug abuse and criminality.

بین سوء استفاده از مواد مخدر و جنایتکاری همبستگی وجود دارد.

The community came together to address the issue of rising criminality.

جامعه برای رسیدگی به مسئله افزایش جنایتکاری گرد هم آمد.

Criminality can have a negative impact on a country's economy.

جنایتکاری می تواند تأثیر منفی بر اقتصاد یک کشور داشته باشد.

Some experts argue that social inequality contributes to criminality.

برخی از کارشناسان استدلال می کنند که نابرابری اجتماعی به جنایتکاری کمک می کند.

The suspect's criminality was evident from his past record.

جنایتکاری مظنون از سابقه او آشکار بود.

Education and job opportunities can help prevent criminality.

آموزش و فرصت های شغلی می تواند به جلوگیری از جنایتکاری کمک کند.

The rise in criminality has raised concerns among the local residents.

افزایش جنایتکاری نگرانی را در بین ساکنان محلی برانگیخته است.

نمونه‌های واقعی

But Mr.Phelps, she knows nothing as yet of her brother's criminality.

اما آقای پلز، او هنوز از جنایتکاری برادرش اطلاعی ندارد.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

Our concern over potential criminality is focused on others.

نگرانی ما در مورد احتمال وقوع جنایتکاری بر روی دیگران متمرکز است.

منبع: PBS English News

School-truancy rates have fallen since 2007, along with levels of youthful criminality.

نرخ غیبت از مدرسه از سال 2007 کاهش یافته است، همراه با سطح جنایتکاری نوجوانان.

منبع: The Economist (Summary)

It's still a phenomenon. It's still real, but it's principally driven by criminality.

هنوز یک پدیده است. هنوز واقعی است، اما عمدتاً توسط جنایتکاری هدایت می شود.

منبع: VOA Standard Speed March 2016 Compilation

In his TV address, Bolsonaro said his government has zero tolerance for criminality and promised to crack down.

در سخنرانی تلویزیونی خود، بولسونارو گفت که دولت او نسبت به جنایتکاری هیچ گونه تحمل ندارد و قول داد سرکوب خواهد کرد.

منبع: NPR News August 2019 Collection

'To protect Mexicans from criminality has been a legal, political and moral imperative for my government', he said.

'محافظت از مکزیکی ها در برابر جنایتکاری یک ضرورت قانونی، سیاسی و اخلاقی برای دولت من بوده است،' او گفت.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

These were fractious times, and outbreaks of violence and other criminality were common.

این زمانه ای پرآشوب بود و درگیری های خشونت و سایر جنایتکاری رایج بود.

منبع: World Atlas of Wonders

She is an orphan, and probably bears the germs of criminality in her.

او یتیم است و احتمالاً حامل عوامل جنایتکاری در وجود خود است.

منبع: Resurrection

It's a trade that has bought prosperity, but also criminality for this once sleepy village.

این یک تجارت است که باعث رونق شده است، اما همچنین برای این دهکده آرام سابق، جنایتکاری به وجود آورده است.

منبع: The World From A to Z

We must admit that Julien's expression was awful, his countenance ghastly; it breathed unmitigated criminality.

باید اعتراف کنیم که چهره ژولین وحشتناک بود، چهره اش ترسناک بود؛ نفس جنایتکاری خالص را دمید.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید