criminals

[ایالات متحده]/ˈkrɪmɪnəlz/
[بریتانیا]/ˈkrɪmɪnəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که جرم مرتکب می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

violent criminals

مُجرمین خشن

armed criminals

مُجرمین مسلح

repeat criminals

مُجرمین تکرار کننده

known criminals

مُجرمین شناخته شده

dangerous criminals

مُجرمین خطرناک

youthful criminals

مُجرمین جوان

petty criminals

مُجرمین خُرد

female criminals

مُجرمین زن

organized criminals

مُجرمین سازمان یافته

white-collar criminals

مُجرمین یقه‌ سفید

جملات نمونه

many criminals are caught by the police every year.

هر سال بسیاری از مجرمان توسط پلیس دستگیر می‌شوند.

criminals often target vulnerable individuals.

مجرمان اغلب افراد آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند.

the justice system aims to rehabilitate criminals.

سیستم عدالت به منظور توان بازگرداندن مجرمان هدف دارد.

some criminals operate in organized groups.

برخی از مجرمان در گروه‌های سازمان‌یافته فعالیت می‌کنند.

criminals can face severe penalties for their actions.

مجرمان ممکن است برای اقدامات خود با مجازات‌های شدید روبرو شوند.

preventing young people from becoming criminals is crucial.

جلوگیری از تبدیل شدن جوانان به مجرم، حیاتی است.

criminals often use technology to commit crimes.

مجرمان اغلب از فناوری برای ارتکاب جرم استفاده می‌کنند.

society must work together to reduce the number of criminals.

جامعه باید برای کاهش تعداد مجرمان با هم همکاری کنند.

some criminals may show signs of mental illness.

برخی از مجرمان ممکن است علائم بیماری روانی نشان دهند.

criminals can evade capture for long periods.

مجرمان ممکن است برای مدت طولانی از دستگیری فرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید