inmates

[ایالات متحده]/ˈɪnmeɪts/
[بریتانیا]/ˈɪnmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندانیان محبوس در یک زندان یا حبس

عبارات و ترکیب‌ها

inmates rights

حقوق زندانیان

inmates programs

برنامه‌های زندانیان

inmates population

جمعیت زندانیان

inmates rehabilitation

بازتوانی زندانیان

inmates education

آموزش زندانیان

inmates services

خدمات زندانیان

inmates health

سلامتی زندانیان

inmates welfare

رفاه زندانیان

inmates access

دسترسی زندانیان

جملات نمونه

the inmates participated in a rehabilitation program.

بازنشینان در یک برنامه توانبخشی شرکت کردند.

inmates often form strong bonds with each other.

زندانیان اغلب پیوندهای قوی با یکدیگر برقرار می کنند.

the prison provides educational opportunities for inmates.

زندان فرصت های آموزشی را برای زندانیان فراهم می کند.

inmates are required to follow strict rules.

زندانیان موظف به رعایت قوانین سختگیرانه هستند.

some inmates are released early for good behavior.

برخی از زندانیان به دلیل رفتار خوب زودتر آزاد می شوند.

inmates can earn vocational training while incarcerated.

زندانیان می توانند در حین حبس آموزش حرفه ای کسب کنند.

the facility offers mental health services for inmates.

این مرکز خدمات بهداشت روان را برای زندانیان ارائه می دهد.

inmates often have limited access to the outside world.

زندانیان اغلب دسترسی محدودی به دنیای بیرون دارند.

programs aimed at reducing recidivism benefit inmates.

برنامه های هدفدار برای کاهش بازگشت به جرم، به نفع زندانیان است.

inmates are encouraged to participate in group therapy.

از زندانیان خواسته می شود در گروه درمانی شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید