crisper

[ایالات متحده]/ˈkrɪspə/
[بریتانیا]/ˈkrɪspər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری سبزیجات تازه؛ محفظه نگهداری تازه

عبارات و ترکیب‌ها

crisper drawer

جعبه نگهدارنده ترد

crisper vegetables

سبزیجات ترد

crisper air

هوای ترد

crisper sound

صدای ترد

crisper edges

لبه‌های ترد

crisper image

تصویر ترد

crisper finish

پوشش ترد

crisper lines

خطوط ترد

crisper texture

بافت ترد

crisper taste

طعم ترد

جملات نمونه

the new refrigerator keeps vegetables crisper for longer.

یخچال جدید سبزیجات را برای مدت طولانی‌تر تازه و ترد نگه می‌دارد.

i prefer my salads crisper with fresh ingredients.

من ترجیح می‌دهم سالادهایم با مواد تازه و ترد باشند.

the apple was crisper than i expected.

سیب از آنچه انتظار داشتم تردتر بود.

she likes her chips crisper and saltier.

او دوست دارد چیپس‌هایش ترد و شورتر باشند.

for a crisper texture, bake the cookies a little longer.

برای بافت تردتر، کوکی‌ها را کمی بیشتر بپزید.

our new cooking method makes the chicken skin crisper.

روش پخت جدید ما باعث می‌شود پوست مرغ تردتر شود.

he prefers his fries crisper and with extra seasoning.

او ترجیح می‌دهد سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده‌اش ترد و با چاشنی بیشتر باشند.

the crisper drawer is perfect for storing fresh produce.

جعبه نگهدارنده ترد برای نگهداری محصولات تازه عالی است.

using a crisper bag can help keep your food fresh.

استفاده از کیسه نگهدارنده ترد می‌تواند به حفظ تازگی مواد غذایی شما کمک کند.

we need a crisper design for the new product packaging.

ما به یک طرح ظاهری ترد برای بسته‌بندی محصول جدید نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید