crisp

[ایالات متحده]/krɪsp/
[بریتانیا]/krɪsp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی قابل شکست; تمیز; خنک
n. برش‌های سیب‌زمینی سرخ‌کرده
v. شکننده شدن
Word Forms
صفت تفضیلیcrisper
صفت عالیcrispest
جمعcrisps
قسمت سوم فعلcrisped
زمان گذشتهcrisped
صفت یا فعل حال استمراریcrisping
شکل سوم شخص مفردcrisps

عبارات و ترکیب‌ها

crisp apple

سیب ترد

crisp air

هوای خنک

crisp salad

سالاد ترد

جملات نمونه

It was a crisp answer.

پاسخی واضح و دقیق بود.

a crisp autumn day.

یک روز پاییزی خنک و دلپذیر

crisp the pitta in the oven.

پیتا را در فر ترد کنید.

music with a crisp rhythm.

موسیقی با ریتم واضح.

a crisp dollar bill.

یک اسکناس دلار ترد.

bread crisping in the oven

نان که در فر در حال ترد شدن است

crisp carrot and celery sticks.

چوب‌های ترد هویج و کرفس

a packet of smoky bacon crisps

یک بسته ترد بیکن دودی

bake until the top is crisp and bubbly.

تا زمانی که روی آن ترد و پر حباب شود بپزید.

the rugs have crisp, not busy, patterns.

فرش ها طرح های واضح و نه شلوغ دارند.

the crisps come in pizza and barbecue flavours.

چیپس‌ها با طعم پیتزا و باربکیو عرضه می‌شوند.

crisps past their sell-by date.

چیپس‌ها پس از تاریخ مصرفشان.

The crisp autumn wind is flickering away.

باد خنک پاییزی در حال خاموش شدن است.

her crisp, rather schoolmistressy manner.

رفتار او که واضح و کمی شبیه به یک آموزگار بود.

نمونه‌های واقعی

The autumn leaves were dry and crisp.

برگ‌های پاییزی خشک و ترد بودند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

This is a packet of Tayto crisps, Irish crisps.

این یک بسته چیپس‌های تیتو، چیپس‌های ایرلندی است.

منبع: Star Snack Review

But also, St. Eriks, I would love to try your crisps.

اما همچنین، سنت اریک، دوست دارم چیپس‌های شما را امتحان کنم.

منبع: Celebrities' shopping spree

It would've added that extra crisp.

این یک طعم ترد اضافی اضافه می‌کرد.

منبع: Gourmet Base

I always thought that penguin ate iceberg crisp or even burritos.

من همیشه فکر می‌کردم که پنگوئن چیپس‌های یخ‌برفی یا حتی بوریتو می‌خورد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I'm lucky, because down here I've got some crisps.

من خوش‌شانس هستم، چون این‌جا چند تا چیپس دارم.

منبع: Wow English

The methodology, derivations, comparisons are all really crisp.

روش‌شناسی، استنتاج‌ها، مقایسه‌ها همگی واقعاً ترد هستند.

منبع: Two-Minute Paper

I recommend crisp beef and fried duck.

من گوشت گاو ترد و اردک سرخ شده را توصیه می‌کنم.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

Crisps? In the States, they're " chips" !

چیپس؟ در ایالات متحده، آنها "چیپس" هستند!

منبع: British Council Learning Tips

And I think I'm gonna have to try these St. Eriks crisps.

و فکر می‌کنم مجبورم این چیپس‌های سنت اریک را امتحان کنم.

منبع: Celebrities' shopping spree

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید