crisps

[ایالات متحده]/[krɪsp]/
[بریتانیا]/[krɪsp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیب‌زمینی نازک و ترد سرخ شده؛ صدای ترد و خش‌دار
adj. ترد و تازه

عبارات و ترکیب‌ها

crisps and dip

فراگمنت ها و دیپ

eating crisps

خوردن اسنک

bought crisps

خرید اسنک

love crisps

عشق به اسنک

crisps packet

بسته بندی اسنک

making crisps

تهیه اسنک

shared crisps

اسنک به اشتراک گذاشته شده

crisps flavor

طعم اسنک

crisps bag

کیف اسنک

crisps crunch

خش خش اسنک

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید