critters

[ایالات متحده]/ˈkrɪtəz/
[بریتانیا]/ˈkrɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات (جمع critter)؛ مردم، به ویژه افراد رقت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

cute critters

حیوانات بامزه

little critters

حیوانات کوچک

forest critters

حیوانات جنگلی

garden critters

حیوانات باغ

tiny critters

حیوانات ریز

wild critters

حیوانات وحشی

creepy critters

حیوانات ترسناک

water critters

حیوانات آبزی

friendly critters

حیوانات دوستانه

colorful critters

حیوانات رنگارنگ

جملات نمونه

there are many critters in the garden.

در باغ حیوانات زیادی وجود دارد.

we should protect the critters in our environment.

ما باید از حیوانات در محیط زیست خود محافظت کنیم.

my kids love to observe the critters in the pond.

بچه های من عاشق تماشای حیوانات در برکه هستند.

some critters can be very helpful for the ecosystem.

برخی از حیوانات می توانند برای اکوسیستم بسیار مفید باشند.

at night, different critters come out to play.

در شب، حیوانات مختلف برای بازی بیرون می آیند.

we found some interesting critters during our hike.

ما در حین پیاده روی خود برخی از حیوانات جالب را پیدا کردیم.

critters can be a sign of a healthy environment.

حیوانات می توانند نشانه ای از یک محیط زیست سالم باشند.

some critters are nocturnal and only come out at night.

برخی از حیوانات شبزی هستند و فقط در شب بیرون می آیند.

we need to learn more about the critters that live in our area.

ما باید بیشتر در مورد حیواناتی که در منطقه ما زندگی می کنند، بیاموزیم.

the kids were excited to catch critters by the stream.

بچه ها از گرفتن حیوانات کنار جویبار هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید