beings

[ایالات متحده]/ˈbiːɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم، حیوانات یا سایر موجودات زنده؛ جمع موجود؛ وجود؛ چیزی که وجود دارد
v. وجود داشتن، حاضر بودن، رخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

all beings

تمام موجودات

sentient beings

موجودات دارای احساس

living beings

موجودات زنده

human beings

موجودات انسانی

extraterrestrial beings

موجودات فرازمینی

beings of light

موجودات نورانی

spiritual beings

موجودات معنوی

mythical beings

موجودات اساطیری

imaginary beings

موجودات خیالی

جملات نمونه

all living beings deserve respect.

تمام موجودات زنده شایسته احترام هستند.

beings from different planets may exist.

ممکن است موجوداتی از سیارات مختلف وجود داشته باشند.

humans are considered the most intelligent beings.

انسان‌ها باهوش‌ترین موجودات در نظر گرفته می‌شوند.

many beings communicate in unique ways.

بسیاری از موجودات به روش‌های منحصر به فرد ارتباط برقرار می‌کنند.

some beings can adapt to extreme environments.

برخی از موجودات می‌توانند خود را با محیط‌های شدید تطبیق دهند.

beings of light are often depicted in stories.

موجودات نور اغلب در داستان‌ها به تصویر کشیده می‌شوند.

spiritual beings are believed to guide us.

اعتقاد است که موجودات معنوی ما را راهنمایی می‌کنند.

many beings share the same habitat.

بسیاری از موجودات زیستگاه یکسانی را به اشتراک می‌گذارند.

some beings have the ability to regenerate.

برخی از موجودات توانایی بازسازی دارند.

mythical beings often play important roles in folklore.

موجودات افسانه‌ای اغلب نقش‌های مهمی در فولکلور ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید