crucifixes

[ایالات متحده]/ˈkruːsɪfɪks/
[بریتانیا]/ˈkruːsɪfɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجسم‌های عیسی بر روی صلیب

عبارات و ترکیب‌ها

wooden crucifixes

گஞ்சشک‌های چوبی

golden crucifixes

گنجشک‌های طلایی

silver crucifixes

گنجشک‌های نقره‌ای

hanging crucifixes

گنجشک‌های آویزان

decorative crucifixes

گنجشک‌های تزئینی

ceramic crucifixes

گنجشک‌های سرامیکی

large crucifixes

گنجشک‌های بزرگ

small crucifixes

گنجشک‌های کوچک

antique crucifixes

گنجشک‌های عتیقه

ornate crucifixes

گنجشک‌های مزین

جملات نمونه

the church was adorned with beautiful crucifixes.

کلیسای با صلیب‌های زیبا تزئین شده بود.

many people wear crucifixes as a symbol of their faith.

بسیاری از مردم صلیب را به عنوان نمادی از ایمان خود به تن می‌کنند.

he collects antique crucifixes from different cultures.

او صلیب‌های قدیمی از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری می‌کند.

crucifixes can be found in various sizes and designs.

می‌توان صلیب‌ها را در اندازه‌ها و طرح‌های مختلف پیدا کرد.

she gifted him a silver crucifix for his birthday.

او به عنوان هدیه تولد به او یک صلیب نقره‌ای داد.

crucifixes are often used in religious ceremonies.

معمولاً از صلیب در مراسم مذهبی استفاده می‌شود.

he hung several crucifixes on the wall of his room.

او چند صلیب را روی دیوار اتاقش آویزان کرد.

crucifixes can be a source of comfort for many believers.

صلیب می‌تواند منبع آسایش بسیاری از مومنان باشد.

the artist painted a series of crucifixes for the exhibition.

هنرمند مجموعه‌ای از صلیب‌ها را برای نمایشگاه نقاشی کرد.

she felt a sense of peace when she held the crucifix.

وقتی صلیب را در دست گرفت، احساس آرامش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید