wooden crucifixes
گஞ்சشکهای چوبی
golden crucifixes
گنجشکهای طلایی
silver crucifixes
گنجشکهای نقرهای
hanging crucifixes
گنجشکهای آویزان
decorative crucifixes
گنجشکهای تزئینی
ceramic crucifixes
گنجشکهای سرامیکی
large crucifixes
گنجشکهای بزرگ
small crucifixes
گنجشکهای کوچک
antique crucifixes
گنجشکهای عتیقه
ornate crucifixes
گنجشکهای مزین
the church was adorned with beautiful crucifixes.
کلیسای با صلیبهای زیبا تزئین شده بود.
many people wear crucifixes as a symbol of their faith.
بسیاری از مردم صلیب را به عنوان نمادی از ایمان خود به تن میکنند.
he collects antique crucifixes from different cultures.
او صلیبهای قدیمی از فرهنگهای مختلف جمعآوری میکند.
crucifixes can be found in various sizes and designs.
میتوان صلیبها را در اندازهها و طرحهای مختلف پیدا کرد.
she gifted him a silver crucifix for his birthday.
او به عنوان هدیه تولد به او یک صلیب نقرهای داد.
crucifixes are often used in religious ceremonies.
معمولاً از صلیب در مراسم مذهبی استفاده میشود.
he hung several crucifixes on the wall of his room.
او چند صلیب را روی دیوار اتاقش آویزان کرد.
crucifixes can be a source of comfort for many believers.
صلیب میتواند منبع آسایش بسیاری از مومنان باشد.
the artist painted a series of crucifixes for the exhibition.
هنرمند مجموعهای از صلیبها را برای نمایشگاه نقاشی کرد.
she felt a sense of peace when she held the crucifix.
وقتی صلیب را در دست گرفت، احساس آرامش کرد.
wooden crucifixes
گஞ்சشکهای چوبی
golden crucifixes
گنجشکهای طلایی
silver crucifixes
گنجشکهای نقرهای
hanging crucifixes
گنجشکهای آویزان
decorative crucifixes
گنجشکهای تزئینی
ceramic crucifixes
گنجشکهای سرامیکی
large crucifixes
گنجشکهای بزرگ
small crucifixes
گنجشکهای کوچک
antique crucifixes
گنجشکهای عتیقه
ornate crucifixes
گنجشکهای مزین
the church was adorned with beautiful crucifixes.
کلیسای با صلیبهای زیبا تزئین شده بود.
many people wear crucifixes as a symbol of their faith.
بسیاری از مردم صلیب را به عنوان نمادی از ایمان خود به تن میکنند.
he collects antique crucifixes from different cultures.
او صلیبهای قدیمی از فرهنگهای مختلف جمعآوری میکند.
crucifixes can be found in various sizes and designs.
میتوان صلیبها را در اندازهها و طرحهای مختلف پیدا کرد.
she gifted him a silver crucifix for his birthday.
او به عنوان هدیه تولد به او یک صلیب نقرهای داد.
crucifixes are often used in religious ceremonies.
معمولاً از صلیب در مراسم مذهبی استفاده میشود.
he hung several crucifixes on the wall of his room.
او چند صلیب را روی دیوار اتاقش آویزان کرد.
crucifixes can be a source of comfort for many believers.
صلیب میتواند منبع آسایش بسیاری از مومنان باشد.
the artist painted a series of crucifixes for the exhibition.
هنرمند مجموعهای از صلیبها را برای نمایشگاه نقاشی کرد.
she felt a sense of peace when she held the crucifix.
وقتی صلیب را در دست گرفت، احساس آرامش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید