crueler

[ایالات متحده]/ˈkruːlə/
[بریتانیا]/ˈkruːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر بی‌رحم; ایجاد درد یا رنج
adv. بسیار; به میزان زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

crueler than ever

بی رحم تر از همیشه

crueler world

جهان بی رحم تر

crueler fate

سرنوشت بی رحم تر

crueler reality

واقعیت بی رحم تر

crueler games

بازی های بی رحم تر

crueler times

زمان های بی رحم تر

crueler intentions

قصد بی رحم تر

crueler methods

روش های بی رحم تر

crueler actions

اقدامات بی رحم تر

crueler choices

انتخاب های بی رحم تر

جملات نمونه

he became crueler with each passing day.

او با گذشت هر روز، بی‌رحم‌تر می‌شد.

the situation grew crueler as the deadline approached.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، وضعیت وخیم‌تر شد.

some people argue that competition makes us crueler.

برخی افراد استدلال می‌کنند که رقابت ما را بی‌رحم‌تر می‌کند.

her words were crueler than i expected.

کلمات او از آنچه انتظار داشتم، بی‌رحمانه‌تر بودند.

the movie depicted a world where the strong became crueler.

در فیلم، دنیایی به تصویر کشیده شده بود که در آن قدرتمندان بی‌رحم‌تر می‌شدند.

he felt that the rules were becoming crueler over time.

او احساس می‌کرد که قوانین با گذشت زمان سخت‌گیرانه‌تر می‌شوند.

in the story, the villain grew crueler as he gained power.

در داستان، با به دست آوردن قدرت، شخصیت منفی بی‌رحم‌تر شد.

she noticed that her boss was becoming crueler towards employees.

او متوجه شد که رئیسش نسبت به کارمندان بی‌رحم‌تر شده است.

the teacher's methods seemed crueler than necessary.

روش‌های معلم از آنچه لازم بود، بی‌رحمانه‌تر به نظر می‌رسید.

some critics say the new policy is crueler than the last.

برخی از منتقدان می‌گویند سیاست جدید از سیاست قبلی بی‌رحمانه‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید