ruder

[ایالات متحده]/[ˈruːdər]/
[بریتانیا]/[ˈruːdər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محرک یا مکانیزم کنترل برای یک قایق؛ شخصی که یک محرک را کنترل می‌کند.
adj. خام؛ بی‌ادب؛ خشک.

عبارات و ترکیب‌ها

ruder behavior

رفتار خشن‌تر

being ruder

خشن‌تر بودن

ruder than

خشن‌تر از

quite ruder

خشن‌تر به‌طوری که

ruder now

خشن‌تر اکنون

ruder tone

نبرد خشن‌تر

ruder remarks

نکات خشن‌تر

ruder attitude

وضعیت خشن‌تر

become ruder

خشن‌تر شدن

surprisingly ruder

خشن‌تر به‌طور شگفت‌آور

جملات نمونه

his behavior was incredibly rude and disrespectful to the staff.

رفتارش به طور نابودکننده‌ای بی‌احترام و بی‌لطف به کارکنان بود.

i found his comments about my work to be rather rude.

من نظراتش درباره کار من را بسیار بی‌لطف پیدا کردم.

she was shocked by his rude interruption during the meeting.

او از قطع بی‌لطف او در حین جلسه شوکه شد.

don't be rude to your elders; show them respect.

به افراد بزرگ‌تر خود بی‌لطف نباشید؛ به آن‌ها احترام بگذارید.

the customer was rude and demanding, making it difficult to help him.

مشتری بی‌لطف و خواستار بود، کمک به او را دشوار کرد.

it's rude to talk with your mouth full.

بی‌لطف است که با دهان پر صحبت کنی.

he made a rude remark about her appearance.

او درباره ظاهر او یک نظر بی‌لطف گفت.

i was surprised by how rude the taxi driver was.

من از بی‌لطفی سرنشین تاکسی شگفت‌زده شدم.

there's no need to be rude; we can discuss this calmly.

ضرورتی نیست بی‌لطف باشید؛ ما می‌توانیم این را به آرامش بحث کنیم.

his rude tone made me feel uncomfortable.

نبرد بی‌لطف او باعث احساس ناراحتی در من شد.

she politely asked him not to be so rude.

او با لطف خواستار نبودن او بود که بی‌لطف نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید