cruelties

[ایالات متحده]/ˈkruːəl.tiz/
[بریتانیا]/ˈkruːl.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال بی‌رحمی شدید؛ رفتارهای وحشیانه یا غیرانسانی؛ کیفیت بی‌رحمی؛ سوءاستفاده یا بدرفتاری

عبارات و ترکیب‌ها

human cruelties

ظلم انسان‌محور

animal cruelties

ظلم حیوانات

war cruelties

ظلم جنگ

social cruelties

ظلم‌های اجتماعی

political cruelties

ظلم‌های سیاسی

systemic cruelties

ظلم‌های سیستمی

child cruelties

ظلم علیه کودکان

emotional cruelties

ظلم‌های عاطفی

historical cruelties

ظلم‌های تاریخی

cultural cruelties

ظلم‌های فرهنگی

جملات نمونه

we must not ignore the cruelties of war.

ما نباید بی‌توجهی به خشونت‌های جنگ کنیم.

animal rights activists protest against the cruelties of factory farming.

فعالین حقوق حیوانات علیه خشونت‌های ناشی از کشاورزی صنعتی اعتراض می‌کنند.

the documentary highlighted the cruelties faced by refugees.

مستند، خشونت‌هایی را که پناهندگان با آن مواجه هستند، برجسته کرد.

she spoke out against the cruelties inflicted on children.

او با صدای بلند علیه خشونت‌هایی که به کودکان وارد می‌شود، صحبت کرد.

many stories reveal the cruelties of human trafficking.

داستان‌های زیادی خشونت‌های قاچاق انسان را نشان می‌دهند.

he was shocked by the cruelties depicted in the novel.

او از خشونت‌هایی که در رمان به تصویر کشیده شده بود، شوکه شد.

activists are working to end the cruelties of animal testing.

فعالین برای پایان دادن به خشونت‌های آزمایش حیوانات تلاش می‌کنند.

we need to raise awareness about the cruelties of the prison system.

ما باید آگاهی را در مورد خشونت‌های سیستم زندان افزایش دهیم.

the report documents the cruelties of child labor.

گزارش خشونت‌های ناشی از کار کودکان را مستند می‌کند.

she dedicated her life to fighting against the cruelties of society.

او زندگی خود را صرف مبارزه با خشونت‌های جامعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید