cubicle

[ایالات متحده]/'kjuːbɪk(ə)l/
[بریتانیا]/'kjubɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق خواب کوچک، محفظه.
Word Forms
جمعcubicles

عبارات و ترکیب‌ها

office cubicle

فضای کاری اداری

cubicle divider

جداساز فضای کاری

cubicle workstation

ایستگاه کاری فضای کاری

control cubicle

فضای کاری کنترل

جملات نمونه

She studies in a cubicle in the school library.

او در یک فضای مطالعه در کتابخانه مدرسه درس می‌خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید