cultivating

[ایالات متحده]/ˈkʌltɪveɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkʌltɪˌveɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آماده‌سازی و استفاده از زمین برای کشت یا باغبانی؛ برای ایجاد یا پرورش روابط؛ برای رشد یا پرورش گیاهان؛ برای تصفیه یا بهبود افکار یا احساسات

عبارات و ترکیب‌ها

cultivating growth

پرورش رشد

cultivating relationships

پرورش روابط

cultivating talent

پرورش استعداد

cultivating skills

پرورش مهارت‌ها

cultivating ideas

پرورش ایده‌ها

cultivating trust

پرورش اعتماد

cultivating community

پرورش جامعه

cultivating mindset

پرورش ذهنیت

cultivating habits

پرورش عادت‌ها

cultivating passion

پرورش اشتیاق

جملات نمونه

cultivating a garden takes time and patience.

باغبانی کردن زمان و صبر می‌طلبد.

she is cultivating her skills in graphic design.

او مهارت‌های خود را در زمینه طراحی گرافیک تقویت می‌کند.

cultivating relationships is key to success in business.

تقویت روابط برای موفقیت در کسب و کار ضروری است.

he enjoys cultivating his knowledge of history.

او از تقویت دانش خود در مورد تاریخ لذت می‌برد.

cultivating a positive mindset can improve your life.

تقویت یک نگرش مثبت می‌تواند زندگی شما را بهبود بخشد.

the farmer is cultivating new crops this season.

کشاورز در این فصل محصولات جدیدی کشت می‌کند.

cultivating empathy is essential for good communication.

تقویت همدلی برای برقراری ارتباط خوب ضروری است.

they are cultivating a culture of innovation in the workplace.

آنها در حال تقویت فرهنگ نوآوری در محیط کار هستند.

cultivating patience can be challenging but rewarding.

تقویت صبر می‌تواند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

she focuses on cultivating her talents through practice.

او بر تقویت استعدادهای خود از طریق تمرین تمرکز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید