degrading

[ایالات متحده]/dɪ'greɪdɪŋ/
[بریتانیا]/dɪ'ɡredɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحقیرآمیز; باعث از دست دادن کرامت
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdegrading

عبارات و ترکیب‌ها

degrading behavior

رفتار تحقیرآمیز

degrading comments

نظرات تحقیرآمیز

degrading treatment

رفتار تحقیرآمیز

جملات نمونه

cruel or degrading treatment.

رفتار خشن یا تحقیرآمیز.

a degrading experience

یک تجربه تحقیرآمیز

a base, degrading way of life.

یک راه زندگی پست و تحقیرآمیز

It was very degrading to be punished in front of the whole class.

عذابی بود که در مقابل کل کلاس مجازات شوم، بسیار تحقیرآمیز بود.

He found the work extremely degrading.

او کار را بسیار تحقیرآمیز یافت.

just so I can turn myseIf into some maIe fantasy, degrading Kewpie doII.

فقط برای اینکه خودم را به یک فانتزی مردانه تبدیل کنم، یک عروسک کوپای تحقیرآمیز.

Some 22 percent of degrading land is in very arid to dry-subhumid areas, while 78 percent of it is in humid regions.

حدود ۲۲ درصد از زمین‌های در حال تخریب در مناطق بسیار خشک تا نیمه مرطوب قرار دارد، در حالی که ۷۸ درصد آن در مناطق مرطوب قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید